اثبات دوست داشتن

اثبات دوست داشتن

اثبات دوست داشتن

دوست داشتن هایتان را به مرحله اثبات برسانید! 

نگویید خب بالاخره خودش میفهمد 

اتفاقا نمیفهمد 

فرض کنید او نفهم ترین و خنگ ترین شخصی است که در مسائل عاطفی میتواند وجود داشته باشد 

ای کیو هم زیر خط فقر

تو به عنوان یک فرد فهیم به او ثابت کن. 

حرف های گفتنی را به او بگو 

بگو اگر برایت مهم است. 

بگو جز او دنیا را نمیخواهی

بگو 

بگو بی او میمیری 

گفتنی هارا باید گفت 

باور کن برخی گفتنی ها مرده زنده میکند 

آب روی آتشند لاکردار ها

بگویید خب، چرا خفه خون میگیرید 

هزار حرفی میزنید جز آن چیز که باید بزنید 

یک وقت هایی شنیدنش برای طرف مقابل مثل شوکی است روی بدن یک فرد رو به موت

از آن شوک هایی که دکتر بعدش میگوید  : "به هوش آمد" 

 

 

نویسنده : حسن_علینژاد

اثبات دوست داشتن

 پست شماره  370  

ذهن و تلویزیون

ذهن و تلویزیون

ذهن و تلویزیون

ذهن ما مانند یک تلویزیون با صدها شبکه است؛

و این ما هستیم که تصمیم میگیریم روی کدام شبکه باشیم!

شبکه رنجش،

شبکه بخشش،

شبکه نفرت،

شبکه مهربانی

شبکه شادمانی،

شبکه برنامه تکراری دیروز!

تصمیم ما همان کنترل یا ریموت ماست.

ریموت کنترل مغزت را بدست کسی نسپار و

لحظاتت را با انتخاب بهترین شبکه ها زیبا کن.

 

ذهن و تلویزیون

 پست شماره  367

دوستی با آدمها

دوستی با آدمها

دوستی با آدمها

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای کیسه ایست , هول هولکی و دم دستی

این دوستی ها برای رفع تکلیف خوبند اما خستگی ات را رفع نمی کنند

این چای خوردنها دل آدم  ها را باز نمی کند و خاطره نمی شوند

 

 

 

دوستی با بعضی آدمها مثل خوردن چای خارجی است , پر از رنگ و بو 

این دوستی ها جان می دهند برای مهمان بازی ، برای جوکهای خنده دار تعریف کردن و... برای خاطره های دم دستی , اولش هم حس خوبی به تو می دهند

این چای خارجی را می ریزی در فنجان بزرگ ؛می نشینی با شکلات فندقی می خوری و فکر می کنی خوشحال ترین آدم روی زمینی

فقط نمی دانی چرا باقی چای که مانده در فنجان بعد از یکی دوساعت می شود رنگ قیر و یک مایع سیاه

 

 

 

 

دوستی با بعضی آدمها مثل نوشیدن چای سر گل لاهیجان است 

باید نرم دم بکشد باید انتظارش را بکشی

باید برای عطر و رنگش منتظر بمانی

باید صبر کنی آرام باشی و مقدماتش را فراهم کنی

باید آن را بریزی در یک استکان کوچک کمر باریک خوب نگاهش کنی 

عطر ملایمش را احساس کنی و آهسته جرعه جرعه بنوشی اش و زندگی کنی ... 

 

 

زندگیتان سرشار از دوستان ناب

دوستی با آدمها

پست شماره  363

چوب کبریت

چوب کبریت

چوب کبریت

ﯾﮏ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ" ﺳﺮ" ﺩﺍﺭﺩ ﻭﻟﯽ" ﻣﻐﺰ "ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﮐﻤﯽ ﺍﺻﻄﮑﺎﮎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ""ﻓﻮﺭﺍ ﻣﺸﺘﻌﻞ"" ﻣﯽ ﺷﻮﺩ.

 

ﺍﺛﺮﺍﺕ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﺘﻌﺎﻝ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ """ﻭﯾﺮﺍﻧﮕﺮ """ﺑﺎﺷﺪ.

 

ﻫﻤﻪ ﻣﺎ "ﺳﺮ" ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺑﺮ ﺧﻼﻑ ﭼﻮﺏ ﮐﺒﺮﯾﺖ ""ﻣﻐﺰ"" ﻫﻢ ﺩﺍﺭﯾﻢ.  ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ ﺁﻧﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ""ﻭﺍﮐﻨﺶ ﻧﺸان "" ﻧﺪﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺩﺗﯽ ﮔﺮﺍﻧﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ.



برای جبران اشتباهات، به دوستانت همانقدر زمان بده که برای خودت فرصت قائل میشوی

چوب کبریت

پست شماره  360

هدف گذاری برای سال نو

برای شروع سال نو بهتر است قدم هایی بردارید

برای شروع سال نو بهتر است قدم هایی بردارید

1) به گذشته نگاه کنید و با نگاه به تقویم سال قبل ببینید چه کارهایی در تاریخ های معین انجام داده اید.

 

2) ببینید به چه دست یافته اید ، چه چیزهایی بوده که گفتید می خواهید آنها را انجام بدهید ، آنها را بنویسید و اینکه آیا آن را انجام داده اید یا نه؟

ساده بنویسید بلی یا خیر.

 

3) به خود برای کارهایی که انجام داده اید تبریک بگویید ، موفقیت خود را جشن بگیرید و شکست های خود را بپذیرید.

 

4) چیزهایی هستند که هیچوقت نگفته بودید انجام خواهید داد ولی با موفقیت آنها را انجام داده اید و این فوق العادست .

یک لیست از این موفقیت های معجزه آسایتان بنویسید و آنها را بپذیرید .

 

5) مواردی هستند که برای مدت طولانی ( 5 الی 10 سال) شما به خود گفته اید که می خواهید انجام بدهید ، اما نداده اید . " کارهایی که می خواهید انجام بدهید ولی تصمیم به انجام آن ندارید " را تهیه کنید.

 

به یاد داشته باشید که : آرزو فقط یک آرزوست و هیچ واقعیتی با خود همراه ندارد تا وقتی آن را مکتوب کنید. در این هنگام آرزو به هدف تبدیل می شود و وقتی به آن زمان می دهید به برنامه تبدیل می گردد.

 

برای شروع سال نو بهتر است قدم هایی بردارید

پست شماره  354

عوض کردن نگرش در سال جدید

عوض کردن نگرش در سال جدید

عوض کردن نگرش در سال جدید

این یعنی اینکه؛


خودتون رو از خوشی های دنیا و زندگی , محروم نکنید

در مقابل مشکلات , تسلیم نشوید و زانوی غم بغل نگیرید

 

خودتون رو دوست داشته باشید و به خودتون و خواسته هاتون احترام بذارید.

یادتان باشد بهترین دوست شما "تصویر ذهنی های خوب شما از خودتان " است

 

دیگران را دوست بدارید حتی کسانی که با شما همراه و هم عقیده نیستند

از کسی متنفر نباشید که روزگارتان رنگ تنفر نگیرد و سیاه جذب نکند.

 

از هیچ کس توقعی نداشته باشید که جز دلگیری پیامدی به همراه ندارد.

یادتان باشد که شاید کسی هم از شما توقعی داردو شما نمیدانید.!

 

پس سال جدید زیبا و پر امید زندگی کنید.

چندان هم که فکر میکنید وقت نیست 

 

عوض کردن نگرش در سال جدید

پست شماره  353

فقط یک روز ...

 فقط یک روز ...
 
فقط یک روز ...
فقط یک روز ...

امروز کسی باش که واقعا آرزوداری

مهربان و با گذشت 

ساده و شفاف 

پاک و خالص

رنج و نگرانی را کنار بگذار

به لحظات زندگی چنان ارزش بده که آرزوداری

فقط یک روز بی ضرر باش

کسی نمیداند فردا چه در راه است...

زندگی کوتاه است

در گذشته نمان 

در تاریکی دنیال چه میگردی ؟

چرا نور را نمی جویی ؟

لااقل یک روز کسی باش که واقعا آرزوداری

 

فقط یک روز ...

پست شماره 344

تفاوت آدم ها و انسان ها

تفاوت آدم ها و انسان ها

تفاوت آدم ها و انسان ها

آدم‌ها زندگی می‌کنند…

انسان‌ها زیبا زندگی می‌کنند!

 

آدم‌ها می‌شنوند…

انسان‌ها گوش می‌دهند!

 

آدم‌ها می‌بینند…

انسان‌ها عاشقانه نگاه می‌کنند!

 

آدم‌ها در فکر خودشان هستند…

انسان‌ها به دیگران هم فکر می‌کنند!

 

آدم‌ها می‌خواهند شاد باشند…

انسان‌ها می‌خواهند شاد کنند!

 

آدم‌ها،اسم اشرف مخلوقات را دارند…

انسان‌ها اعمال اشرف مخلوقات را انجام می‌دهند!

 

آدم‌ها انتخاب کرده‌اند که آدم بمانند…

انسان‌ها تغییر کردن را پذیرفته‌اند، تا انسان شدند!

 

آدم‌ها می‌توانند انسان شوند…

انسان‌ها در ابتدا آدم بودند!

 

آدم‌ها آدم‌اند…

انسان‌ها انسان!

اما…

آدم‌ها و انسان‌ها هر دو انتخاب دارند…

اینکه آدم باشند یا انسان، انتخاب با خودشان است .

 

نیازنیست انسان بزرگی باشیم،انسان بودن خود نهایتِ بزرگی ست...

 

تفاوت آدم ها و انسان ها

پست شماره 343

من همیشه خوشحالم میدونید چرا؟

من همیشه خوشحالم میدونید چرا؟

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم.....

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند.....

زندگی کوتاه است.......


پس به زندگی ات عشق بورز و خوشحال باش و لبخند بزن


فقط برای خودت زندگی کن و قبل از اینکه صحبت کنی گوش کن

قبل از اینکه بنویسی فکر کن

قبل از اینکه خرج کنی درآمد داشته باش

قبل از اینکه دعا کنی ببخش

قبل از اینکه صدمه بزنی احساس کن

قبل از تنفر عشق بورز



زندگی این است

احساسش کن ، زندگی کن و لذت ببر

 

پست شماره  289

انرژی بدن


انرژی بدن


انرژی بدن من و شما قابل هدایت به یک سمت مشخص است.


اگر به چیز مشخصی فکر کنیم انرژی ما به سمت اون چیز مشخص میره.

خیلی وقت ها میشه که به کسی زنگ می زنیم و میگه:

- "چه خوب شد زنگ زدی!"
- " داشتم بهت زنگ می زدم!"
- "داشتم بهت فکر می کردم!"
- "حلال زاده!"
- "دل به دل لوله کشی شده!"


و نکته فوق العاده جالبش اینه که من به محض اینکه به شخص خاصی در هر جای دنیا که فکر کنم انرژی های من بلافاصله به سمت اون حرکت می کنه و بلافاصله به او میرسد بدون سپری شدن زمان. اصلا مهم نیست که من ایران باشم و طرف مقابل آمریکا باشه. در فیزیک به این میگن "جهش کوانتومی".

یعنی انرژی ما از زمان عبور می کند.

پس به محض اینکه ما به چیزی فکر کنیم انرژی ما پیش او حاضر است.

یه وقتایی دارین تو خیابون راه میرید. حس می کنید که یکی داره نگاه تون می کنه. برمی گردید می بینید که واقعا داره نگاه تون می کنه. شما چطور حس کردی که یکی داره نگاه تون می کنه؟ قبول دارین کسی که به شما نگاه می کنه، داره به شما فکر هم می کنه؟

انرژی اون شخص رو دریافت می کنید و نتیجه ی تحلیلی که مغز شما از اون انرژی می کنه، میشه حس شما. شکل پر رنگ این رو میگن "تله پاتی" که آدم ها یاد می گیرن با تبادل انرژی فکر همدیگه رو بخونن.


پست شماره 277

شش نكته براي خلق جذابيت فردي

 شش نکته برای خلق جذابیت فردی ( کاریزما )

كاريزما قدرتي ناملموس است كه سبب مي شود افراد از شما پيروي كنند، در اطرافتان باشند و از شما تأثير و الگو بگيرند.

هر فردي با تمايلات قوم گرايانه متولد مي شود، و در چند سال اول زندگي معيار او همان رويدادهايي است كه در اطراف او مي گذرد. و ديد او به زندگي همان ديد و معيار است كه به آن ديد دروني مي گوييم. بعضي از افراد اين ديد دروني را تا بزرگسالي حفظ مي كنند. چنين افرادي كه همه چيز را با محوريت خود مي بينند هيچگاه نمي توانند ايجاد جاذبه كنند. و افرادي پر طرفدار باشند.

افراد موفق كه مي خواهند تأثير گذار باشند، دايره توجه و فعاليتهاي خود را به سمت بيرون از خود گسترش مي دهند. به گونه اي كه از اتفاقات اطراف و شرايط ديگران آگاهند گويي خود در آن شرايط قرار گرفته اند. آنچه آنها با اين عمل سعي در ايجاد و تقويت آن دارند كاريزما يا جاذبه فردي است.

براي ايجاد كاريزما بايد ياد بگيريد:

با اعتبار بالا عمل كنيد.

افرادي كه در رفتار خود متناقض و غير قابل پيش بيني هستند، ديگران را دفع مي كنند. و در مقابل افرادي كه در رفتار خود ثابت قدم هستند، ديگران را به سمت خود جذب مي كنند. براي ايجاد كشش در ديگران بايد صداقت داشته باشيد. در مورد اعتقاد خود با ديگران صحبت كنيد و شفاف باشيد، و بر طبق آن عمل كنيد. در اين صورت آنقدر اعتبار اخلاقي داريد كه مورد احترام ديگران واقع شويد.

جري اسپنس يكي از بزرگترين وكلاي ايالات متحده امريكا مي گويد: «اگر سخنراني قدرت سخن پردازي بالا داشته باشد، تيز هوش ترين فرد باشد، از روانشناسي سر در بياورد و از همه ابزارها لازم بهره مند باشد ولي اعتبار نداشته باشد آنگاه بايد براي پليكانها سخنراني كند


جذاب باشيد

براي ديگران جذاب باشيد. با شخص مقابل خود به گونه اي برخورد كنيد، گويا مهمترين شخصي است كه امروز ملاقات مي كنيد. به آنها لبخند بزنيد، نه يك لبخند كوتاه از روي اجبار بلكه يك لبخند جادويي 2 يا 3 ثانيه اي.

وقتي لبخند مي زنيد كمي به سمت طرف مقابل متمايل شويد، و با خود بگوييد «چقدر من به تو علاقه مندم. تو انسان بزرگي هستي. من مي خواهم بيشتر در مورد خوبيهاي تو بدانم.» به عبارت ديگر بايد با ديد مثبت به ديگران بنگريد. و اين جملات به شما در تلقين اين احساس كمك مي كند. شايد اين جملات به نظر شما احمقانه برسد ولي بعد از انجام اين عمل خودتان از ارتباط و اعتماد خلق شده شگفت زده خواهيد شد.

 

افزايش احترام

براي اين منظور چند مهارت وجود دارد كه با پرورش آنها فضاي احترام متقابل در سازمان شما افزايش مي يابد. مثلاً صحبت كسي را قطع نكنيد، اگر مي خواهيد با افراد صحبت كنيد از آنها بپرسيد آيا براي گفتگو وقت دارند؟ و به عقايد ديگران گوش كنيد.

به خاطر داشته باشيد، هيچگاه خود را شخصي كه همه چيز را مي داند نشان ندهيد. يا در صحبت كردن آنقدر عجله نكنيد تا صحبت ديگران را تمام كنيد. نظر فرد مقابل را تفسير كنيد تا به آنها بفهمانيد كه واقعاً به حرف آنها گوش داده ايد.

 

بي ريا نظر خود را ابراز كنيد.

افرادي كه با شما كار مي كنند به نظر شما در مورد خود اهميت مي دهند. يك يادآوري يا قدرداني از كار خوب كارمندان و همكاران براي آنها ارزشمند است.

در تعريف كردن از افراد از گفتن جملات كلي خودداري كنيد. مثلاً نگوييد: «كارت را بسيار عالي انجام دادي» سعي كنيد آن را شخصي تر كنيد مثل اين جمله: «اين بهترين تحقيقي بود كه در شش ماه گذشته دريافت كرده ام. كارت عالي بود

 

تعاريف را پذيرا باشيد.

اگر يكي از اطرافيان از شما تعريف مي كند از گفتن جملاتي مانند «اينكه چيزي نبود.» يا  «من اينكار را سالها قبل انجام مي دادم اينكه چيز جديدي نيست» خودداري كنيد.

پس زدن يك ستايش هميشه سبب احساسات ناخواسته و تحقير كردن خود و طرف مقابل مي شود. فقط بگوييد «متشكرم» آنگاه احساس دلپذيرتري در هر دو طرف بوجود مي آيد.

 

موضع خود را مشخص كنيد در مقابل آنها نباشيد.

افراد دوست ندارند با كساني كه فكر مي كنند در مقابل آنها هستند همكاري كنند. وقتي كه شما با بعضي از اعمال افراد مخالفت مي كنيد آنها جبهه مي گيرند و فكر مي كنند با شخص آنها مخالفت مي كنيد. وقتي كه مخالفت خود را با عقيده افراد ابراز مي كنيد بخشي از مشكل مي شويد. اين بدان معناست كه اگر جنگ آغاز شود جنگيدن كار درستي به نظر مي رسد. پس بهتر نيست جنگي كه لزومي ندارد شروع نشود.

اگر در فكر عملي كردن كارهايي كه در ذهن خود داريد هستيد، در حال شروع يك فرايند همكاري هستيد. و اگر در آن موفق باشيد تبديل به فرد قدرتمندي شده ايد.

اين بار كه با كسي در تضاد فكري قرار گرفتيد سعي كنيد بيشتر روي نظر فرد مقابل فكر كنيد. شايد احتياجي به مخالفت نباشد و شايد با كمي خلاقيت و رفتار خوش بتوانيد به يك نظر واحد برسيد.


منبع : یادبگیر .کام


پست شماره 275

توانایی در بیان افکار


توانایی در بیان افکار

تعریف جرأت ورزی

جرات ورزی یعنی توانایی در بیان افکار ، احساسات و عقاید خود به شکل مستقیم، صادقانه و متناسب به نحوی که به حقوق خود و دیگران صدمه ای نرسانیم.

 

انواع رفتار جرأت مندانه

1) رد جرأت مندانه

زمانی که با درخواست های نادرست و نامعقول دیگران مواجه می شویمف می توانیم با روش رد قاطعانه ( جرأت مندانه) به درخواست آنان پاسخ منفی بدهیم.


مثال :‌اگر به میهمانی دعوت شدیم که اعضای شرکت کننده در آن را نمی شناسیم و نمی خواهیم در آن میهمانی شرکت کنیم،


می گوییم : متأسفم من در میهمانی ای که اعضای آن را نمی شناسم ، شرکت نمی کنم .



2) درخواست جرأت مندانه

از این روش در مواقعی که نیازمند کمک گرفتن از دیگران هستیم، استفاده می کنیم.

مثال : اگر برای حل یک مشکل بخواهیم از والدین یا دوستی کمک بگیریم، می گوییم‌: من برای حل مشکلم نیازمند کمک و همفکری شما می باشم،آیا می توانید به من کمک کنید؟

 

3 ) بیان جرأت مندا


از این روش برای بیان احساس و افکار خود در تقدیر و تشکر از دیگران استفاده می کنیم.

شما می توانستید بهتر به این موضوع بپردازید.

از دعوت شما سپاسگزارم.

غذایی که درست کردید فوق العاده خوش مزه است.



هدف های جرأت مندی


در مهارت جرأت مندی هدف، تغییر در خود ماست، نه تغییر در دیگران، تا بتوانیم نیازها و احساسات و افکار خود را ابراز کنیم و از آسیب های احتمالی در امان بمانیم
.


در بعضی مواقع از رفتارهای جرأت مندانه که استفاده می کنیم، ممکن است به هدفی که می خواهیم دست نیابیم ولی ازاین که توانسته ایم اصول رفتار جرأت مندانه را اجرا کنیم نشاط و اعتماد به نفس ما تقویت می شود.


مثال : در درخواست جرأت مندانه ممکن است

بگوییم : من به همفکری شما در حل مشکلم نیازمندم.


ولی فرد مقابل پاسخ منفی دهد. در این جا هدف درخواست جرأت مندانه بوده است که ما انجام داده ایم، حتی اگر به هدف نهایی نرسیم، در این صورت درخواست جرأت مندانه را از شخص دیگری می نماییم تا به حل مشکل دست یابیم.


مثال هایی برای درک بیشتر تفاوت رفتار جرأت مندانه با رفتار انفعالی و پرخاشگرانه
:

1) درصف خرید ایستاده ایم، فردی می خواهد خودش را جلوی ما جا بزند به ما می گوید : من عجله دارم اجازه می دهید زودتر از شما خرید کنم؟


پاسخ انفعالی : خیلی خوب


پاسخ پرخاشگرانه : به جهنم که عجله داری برو آخر صف بایست.

پاسخ جرأت مندانه : متأسفم، نمی توانم، من هم عجله دارم.


2)  یکی از آشنایان ما را برای روز تعطیل امانت می خواهد به ما می گوید: آخر هفته ماشینت را به من می دهی ؟


پاسخ انفعالی : من خودم برنامه هایی داشتم، ولی باشد.

پاسخ پرخاشگرانه : خیلی پررو هستی که یک دفعه از من چنین تقاضایی می کنی، فراموشش کن.

پاسخ جرأت مندانه : از قبل برای آخر هفته برنامه ریزی کرده ام، خوش حال می شوم در آینده به شما قرض بدهم، به شرط آن که زودتر خبر دهید.


3) یکی از اقوام قصد دارد شب به خانه ی ما بیاید ولی ما آمادگی نداریم زنگ می زند و می گوید : زنگ زدم ببینم هستید، تا شب خودمتتان برسیم ؟

پاسخ انفعالی : خودمان برنامه ای داشتیم ولی باشد تشریف بیاورید.

پاسخ پرخاشگرانه : شما نمی توانید هر وقت دلتان خواست به دیدن ما بیابید ، ما هم برای خود برنامه هایی داریم.

پاسخ جرأت مندانه : امشب برای ما وقت مناسبی نیست، اگر موافقید وقت دیگری را تعیین کنیم.


نه مقدس

گفتن نه و یا بله در مقابل درخواست دیگران زمانی که به اختیار خود انسان باشد، جرأت مندی است. هر گاه در مقابل درخواست غیرموجه و نا به جای دیگران به دلیل رودربایستی یا ترس و یا هر دلیل غیرمنطقی دیگری نتوانیم با جرات از کلمه ی «نه» استفاده کنیم، خود را مورد هجوم بسیاری از آسیب ها و فشارها قرار خواهیم داد.

از جمله مواردی که ضروری است از کلمه ی «نه» به عنوان یک ناجی مقدس ارتباطی استفاده کنیم، موقعیت های زیر می باشد :

1) زمانی که از سوی دیگران خواسته ای نامعقول مطرح می شود.


2) زمانی که مشغول کار مهمی هستیم، شخصی کاری با اولویت کمتر را به ما پیشنهاد می دهد.


3)  زمانی که برای  «کار پیشنهادی» مهارت و دانش کافی را نداریم.


4) زمانی که خیلی عصبانی و ناراحت هستیم.


5) زمانی که کار پیشنهادی را کس دیگری می تواند به خوبی انجام دهد.


6) زمانی که پیشنهاد دهنده، به هویت و حریم شخصی ما قصد تجاوز داشته باشد.

7) زمانی که از ما بر خلاف علائق، معیارها یا اعتقادات دینی و ارزشی ما ، چیزی را طلب نمایند.



مواردی که رفتار جرأت مندانه توصیه نمی شود :

1) زمانی که در موقعیت خطرناکی قرار داریم. مثلاً زمانی که شاهد صحنه ی تصادف در خیابان و مجروح شدن دیگران بوده ایم و از ما می خواهند مجروحین را به مرکز درمانی برسانیم، رد جرأت مندانه به درخواست آنان می تواند بسیار مشکل آفرین و خطر ساز باشد.

2) زمانی که طرف مقابل ما در شرایط روحی مناسبی قرار ندارد. مثلاً شخصی با حالت خشم و عصبانیت تمام، با عجله وارد نانوایی شده و خارج از نوبت نان را بر می دارد، در این جا درخواست جرأت نمدانه به عمق مشکل می افزاید.

3) زمانی که دیگران می خواهند با رفتارشان ما را تحریک کنند. مثلاً شخصی که در حال کشیدن سیگار می باشد، می خواهند درباره مضرات مصرف سیگار با ما بحث کند.


مهارت هایی برای ابراز جرأت مندی

برای عینی تر کردن کاربرد مهارت ها، فرض کنیم کسی ما را به میهمانی دعوت می کند که اصلاً دیگران و آن خانه را نمی شناسیم ، در این صورت از روش های بیان جرأت مندانه زیر استفاده می نماییم :

1) نه گفتن :

نه نمی آیم.
من اهل این جور میهمانی ها نیستم.
نه حتماً باید بروم منزل


2)  تغییر دادن موضوع :

در این روش موضوع صحبت را عوض می کنیم.
راستی فیلم دیشب را دیدی ؟
فردا امتحان داریم ؟
فردا امتحان داریم؟
لباسی که خریدیف خیلی قشنگه !

3)  دلیل آوردن :

رفتن به خانه ای که نمی شناسم را اصلاً درست نمی دانم.
دلیلی ندارد به جایی بروم که راضی نیستم..
روحیه ام در این جور میهمانی ها ضعیف می شود.


4) ایجاد احساس شخصیت مهم تر در طرف مقابل :

انتظار نداشتم این پیشنهاد را به من بدهی !
من روی شما یک جور دیگر فکر می کردم !
من شما را عاقل تر از این ها می دانستم!


5)  ارائه پیشنهاد بهتر :

حاضرم با شما سینما بیایم ولی میهمانی نمی آیم.
بیا برویم منزل ما.

6) نشان دادن شأن بالا خانوادگی خود :

در خانواده ما رسم نیست که در این جور میهمانی ها شرکت کنیم.
اگر این موضوع را درخانواده ام مطرح کنم، آن ها خیلی تعجب می کنند.

7) 
بیان موضوع در قالب شوخی :

من هنوز بچه ام، بزرگ نشده ام.
من شب ها زود خوابم می بره.


8)  پافشاری و اصار در رد درخواست:

گفتم که اهل رفت و آمد با غریبه ها نیستم.
دیگر حرفش را نزن، به هیچ وجه نمی آیم.


9)  دور شدن از موقعیت :

در مواقعی که می بینیم شخص خیلی اصرار می کند، بهتر است از ان محل و موقعیت دور شویم.


10) ابراز همدلی :

شاید دلت می خواست که من با شما بیایم، این موضوع را می فهمم ولی متأسفانه در این گونه میهمانی ها شرکت نمی کنم.


11) پیدا کردن راه حل مناسب با نظر خواستن از طرف مقابل :

موافقید جای غیر از میهمانی برویم که شما هم دوست داشته باشید؟

12)
معذرت خواهی :

با عرض پوزش به هیچ وجه نمی آید، امیدوارم مرا ببخشید


13) تشکر و قدردانی :

لطف کردید مرا به میهمانی دعوت کردید، ولی من دوست نداردم و نمی آیم.



پست شماره 274

 

خلاص شدن از یکنواختی

چند راه ساده برای خلاص شدن از یکنواختی زندگی

جک لندن گفته است، « درست‌ ترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن. » خیلی وقت‌ ها اجازه می‌دهیم زندگی هر طور که دوست دارد بگذرد، هرچه که برایمان پیش می‌آورد را می‌پذیریم و امروزمان تفاوتی با دیروزمان ندارد. این نسبتاً طبیعی و راحت به نظر می‌رسد، به جز آن ندای همیشگی در مغزتان که می‌گوید، « وقتش رسیده کمی تغییر ایجاد کنی.»

1 - حرف‌های منفی دیگران را نادیده بگیرید
اگر به دیگران اجازه دهید بیشتر از اینکه بازده‌ای به زندگیتان بدهند، از آن کسر کنند، تعادل زندگیتان بر هم خورده و بدون اینکه بفهمید اسیر منفی‌ بافی خواهید شد. نظرات بی‌فایده و آزاردهنده دیگران را نادیده بگیرید. هیچکس حق قضاوت کردن در مورد شما را ندارد. ممکن است داستان زندگیتان را شنیده باشند اما مطمئناً نمی‌توانند حس و حالتان را درک کنند. شما هیچ کنترلی روی حرف‌های دیگران ندارید؛ اما کنترل اینکه به آنها اجازه بدهید این حرفها را به شما بزنند یا نه دست خودتان است. شما می‌توانید حرف‌های مسموم آنها را رد کنید تا به قلب و فکرتان آسیب نرسانند.

2 - همان کسی باشید که واقعاً هستید

اگر آنقدر خوش‌شانس باشید که چیزی داشته باشید که شما را از دیگران متمایز کند، به هیچ وجه آن را تغییر ندهید. خاص بودن باارزش است. در این دنیای دیوانه که سعی دارد شما را مثل بقیه کند، جرات این را پیدا کنید که خودِ فوق‌العاده‌تان باشید. و اگر بخاطر متفاوت بودن بقیه به شما خندیدند، شما هم بخاطر یکسان بودن به آنها بخندید. تنها ایستادن جرات زیادی می‌خواهد اما ارزشش را دارد. اینکه خودتان باشید بسیار ارزشمند است!

3 - به ندای درونیتان گوش دهید

زندگی یا سفری پرمخاطره است یا هیچ چیز نیست. هیچوقت نمی‌توانیم با ادامه کارهایی که همیشه می‌کنیم، به چیزی تبدیل شویم که می‌خواهیم. تصمیم بگیرید که به ندای درونیتان گوش دهید نه نقطه‌نظرات بقیه آدمها. همان کاری را بکنید که ته قلبتان مطمئن هستید درست است. راه، راه خودتان است. ممکن است بقیه در این مسیر با شما همراه شوند اما هیچکس نمی‌تواند این راه را بجای شما بپیماید و یادتان نرود که قدردان همه روزهای زندگیتان باشید. روزهای خوب شما را غرق در خوشبختی می‌کنند و روزهای بد تجربه‌تان را بالا می‌برند و بدترین روزها بهترین درس‌ها را به شما می‌دهند.

4 - به استقبال تغییر بروید و از هرچه زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید

سخت‌ترین قسمت رشد کردن این است که چیزهایی که به آن عادت کرده‌اید را کنار بگذارید و با چیزهایی جلو روید که برایتان جدید است. بعضی‌وقت‌ها باید دست از نگران بودن، تعجب کردن، شک کردن بردارید و ایمان داشته باشید که همه چیز خوب پیش خواهد رفت. به سردرگمی‌هایتان بخندید، هوشیارانه در زمان حال زندگی کنید و از هر چه که زندگی برایتان پیش می‌آورد لذت ببرید. شاید آخر کار به آنجایی نرسید که ابتدا قصد داشتید، اما به همان جایی خواهید رسید که باید می رسیدید.



پست شماره 270

آیا تا به حال وابسته شده اید؟!

آیا تا به حال وابسته شده اید؟!

آیا تاکنون به واژه‌هائی مانند وابستگی، دلبستگی و یا پیوستگی دقت کرده‌ایم؟ آیا تاکنون تجربه کرده‌ایم که در ارتباط با کسی یا چیزی در بیرون از خودمان، احساس یکی شدن داشته باشیم. به نحوی که قسمت ناتمام یا نیمه‌تمام ما را تکمیل کند؟

 در این حالت دو وضعیت به وجود می‌آید: یکی وضعیت جهنمی که ما آن را با واژه "وابستگی" معرفی می‌کنیم و دیگری حالت بهشتی که ما آن را "پیوستگی" می‌نامیم.

● وابستگی چیست؟

در قالب یک جمله یعنی اینکه: "ما در ارتباط با کسی یا چیزی آنچنان مجذوب شده‌ایم که احساس می‌کنیم با نبودن آن، ما نیز نابود می‌شویم" در این حالت، ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیی و ... آن عادت کرده‌ایم.

برای تجربهٔ این وضعیت می‌توانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت می‌کند، ولی نمی‌توانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت می‌کند، ولی نمی‌توانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که وقتی به جائی از آن فکر می‌کنیم، عذاب می‌کشیم.


● پیوستگی چیست؟
پیوستگی از نظر ما یعنی اینکه با آنچه در ارتباط قرار گرفته‌ایم و به آن عشق می‌ورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود می‌شویم. در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمی‌دهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما می‌شود. به‌عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را می‌توانیم حفظ کنیم.


● چگونه حالت وابستگی خود را به احساس پیوستگی تبدیل کنیم؟

الف) شناخت موارد وابستگی:


در خلوت خود یا با کمک گرفتن از فردی لایق، بررسی کنیم کدامیک از موارد کار، پول، پرخوری، پرحرفی و ... بیشترین وابستگی را برای ما ایجاد کرده است. بررسی کنیم که کدامیک از نیروها مثل نیاز، هوس، ترس، شک و تردید و ... در ما در این ارتباط فعال‌تر می‌باشند.
در رفتار خود بررسی کنیم به خاطر چه سوژه‌ای از خواب و خوراک خود کم می‌کنیم و فکر و احساس ما در چه مواردی، ما را به‌طور ناخواسته به دنبال خود می‌کشاند و در کنترل آن دچار مشکل می‌شویم.

برای چه مواردی بیشتر از حد توان خود وقت می‌گذاریم و به خاطر اینکه هدیه‌ای به فردی بدهیم یا در کنارش باشیم، از سلامتی خود می‌کاهیم، بررسی کنیم در ارتباط با رسیدن به چه خواسته‌هائی خود را کوچک و حقیر می‌سازیم و در ارتباط با چه افرادی، تمام توان خود را به‌کار می‌گیریم تا خواسته‌های خود را از آنها گدائی کنیم. بررسی کنیم با چه کسانی ارتباطی بی‌معنا و سست داریم یا ارتباط ما مرده و نامطلوب است و دراین ارتباط به دنبال چه می‌گردیم. در نظر بگیریم ترس از دست دادن چه چیزهائی را داریم، تا متوجه شویم ریشه‌های وابستگی ما چه هستند.


ب) تکنیک‌های رهائی از وابستگی :

آنچه ما را سرشار از عشق، رضایت‌خاطر و آرامش می‌کند و در ارتباط سالم دوطرفه‌ای قرار می‌دهد، مشخصه‌های دیگری دارد که به‌طور ظریف و حساسی قابل تفکیک می‌باشند. چنانچه راه‌های زیر را به‌کار گیریم، می‌توانیم تجربه کنیم که در وضعیت وابستگی قرار گرفته‌ایم یا پیوستگی و در پی آن می‌توانیم از فضای جهنمی وابستگی، رها شده و از فضای بهشتی پیوستگی استفتده کنیم.

 

1)قطع وابستگی:


قطع وابستگی دربارهٔ افراد یا مواردی که در نزدیکی با آنها یا حتی به دور از آنها احساس می‌کنیم که دچار نگرانی می‌شویم و حتی به‌صورت وسواس‌گونه‌ای می‌خواهیم گرفتاری‌ها و رفتارشان را کنترل کنیم و به‌طور مرتب می‌خواهیم برای آنها نقش مددکار را بازی کنیم. از این به بعد، اینگونه بیندیشیم که هر فردی مسئول اعمال خویش است. به جای کنترل افراطی و به اسارت کشیدن آنها، اجازه دهیم خودشان فرصت کسب تجربه را داشته باشند. ما فقط باید آنها را راهنمائی کنیم تا در حد توانائی خود به‌صورت منسجم و سازمان‌یافته پیشرفت کنند.

2) رهائی از رفتارهای وابستگی:

بدون ترس، یک لیست از رفتارهائی که وابستگی خود را در پشت آن پنهان کرده‌ایم، تهیه کرده و آنها را از رفتار خود حذف کنیم. بر روی مواردی مانند دروغ گفتن، غر زدن، اصرار به متقاعد کردن، التماس کردن، رشوه دادن، طراحی حقه‌های کوچک و بزرگ، بچه‌دار شدن به قصد وابسته کردن، تحقیر کردن، شکایت کردن، محکوم کردن و... حضور خود را قوی‌تر کنیم تا بتوانیم باورها و ریشه‌های به وجود آورندهٔ این اعمال را بشناسیم؛ سپس روبه‌روی هر کدام بنویسیم چه باورها و توانمندی‌هائی را لازم است در خود تقویت کنیم تا به این کارها دست نزنیم.

3) عامل وابستگی‌زا را رها کنیم

کلیهٔ مواردی مانند: گرفتن اعتبار، پست، مقام، قدرت، احترام و سایر مواردی که به واسطهٔ آنها می‌خواهیم به احساس سرخوشی و رضایت برسیم را شناسائی کنیم.

4) استقلال خود را حفظ کنیم

زمانی که عاشق دیگران می‌شویم یا اجازه می‌هیم که دیگران عاشق ما شوند، مراقب باشیم که در عین لذت بردن از حمایت عاشقانهٔ طرف مقابل خود یا دادن حمایت عاشقانه به او، طوری رفتار کنیم که بدون حضور او نیز بتوانیم به خواسته‌های خود، اتکاء به خداوند قرار بگیریم.

در حالتی از حضور قرار بگیریم که حس کنیم مواردی مانند ناامیدی، ترس، ضعف و هرگونه کمبود دیگر فقط با حضور خداوند تکمیل می‌گردد اما فقط حق داریم به خدای خود وابسته باشیم که همواره از اوج آسمان‌ها تا قعر زمین و در فضای بین آن دو و مهمتر از همه در وجود خود ما حضور دارد و همیشه با ما است.

6) رهائی از شرمندگی

به یکی از بزرگترین حرف‌های خداوند که "توبه" نامیده می‌شود، آگاه‌تر شویم. با خدای خود راز و نیاز کنیم. تمام ضعف‌ها، اشتباه‌ها و گناه‌های خود را به او اعتراف کنیم و فقط او را حمایتگر اصلی بدانیم و به هر چه غیر از اوست، به هیچ عنوان تکیه نکنیم.

7) بالا بردن آگاهی و تغییر باورهای وابسته‌کننده

باورهائی مانند "شرمنده می‌شوم اگر... را انجام دهم" یا "اگر... را انجام ندهم، یعنی هنوز بزرگ نشده‌ام" و یا "حلقهٔ ازدواج، حلقه بندگی است" را رها کنیم و کانون توجه خود را به باورهای پیش‌رونده معطوف کنیم.

8) آماده‌سازی دوست‌ها و شبکهٔ حمایتگر

از دوست‌هائی که به‌طور حقیقی، ما را دوست دارند، کمک بگیریم تا ما را یاری دهند که به این توانمندی برسیم. چنانچه آن سوژه را نیز از دست بدهیم، باز هم ارزشمند، کامل و دوست‌داشتنی باقی بمانیم و به ما کمک کنند تا پس از قطع ارتباط، دوباره به سراغش نرویم.به خود برسیم و لذت ببریم.

9)  رهائی از وابستگی و رسیدن به پیوستگی:در اوج آرامش و قدرت، آسیب‌های مربوط به وابستگی‌های قبلی خود را ترمیم کنیم به این منظور:


الف) خودمان را دوست داشته باشیم و برای یادگیری مهارت‌های دوست داشتن خود، به جلسه‌های عملی آموزش مهارت‌های زندگی به‌منظور خودباوری و همیاری برویم.

ب) همواره جهت وابستگی خود را در راه عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم.

ج) رابطه‌ای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعدادها و توانمندی‌های ما امکان‌پذیر شود.

10)
انجام مراقبه به صورت یک عادت روزانه

برای کسب لذت بیشتر، مراقبه را جزء یکی از مهمترین کارهای روزانهٔ خود قرار دهیم.
تا می‌توانیم آمادگی دریافت عشق را در خود بیشتر کنیم. همواره همانند داشتن تغذیه‌ای سالم، تمامی ده مخزن عشق خود را به‌طور متعادل شارژ کنیم. در هر ارتباط حضور خود را بر روی عشقی که از سوی خداوند در هر مورد ظاهر می‌شود، حفظ کنیم چه این عشق در حوزهٔ ارتباط‌های زناشوئی باشد و چه در ارتباط‌ های اجتماعی و یا دیگر رابطه‌هائی که وجود ما را به وجد و سرور می‌آورد.


پست شماره 268

می توانید جذاب تر باشید اگر...

شما می توانید جذاب تر شوید اگر...

بعضی وقت ها آدم ها در یک نگاه عاشق می شوند، شاید به این خاطر که شما با تصویری که از زن یا مرد رویایی در ذهنشان دارند مطابقت دارید، یا شاید به خاطر خصوصیات ظاهری تان، یا به خاطر اینکه در شرایط خاصی شما را دیده اند، یا هر چیز دیگری. بعضی وقت ها هم یک روند نسبتا طولانی می گذرد تا کسی به شما علاقه مند شود. طرف مقابل شما هر طوری که عاشق شما شده باشد، شما می توانید عشق او نسبت به خودتان را از این هم سوزان تر کنید و برایش جذاب تر شوید.

جذابیت دو لایه دارد: لایه اول سطحی تر است و به خصوصیات ظاهری شما برمی گردد، و لایه دوم عمیق تر است و به رفتارها، طرز تفکر و درونیات شما مربوط می شود. شما برای اینکه جذاب تر شوید باید روی هر دو لایه کار کنید. لایه اول جذابیت تاثیر آنی تر و وسیع تری دارد، در حالی که لایه دوم تاثیر ماندگارتر و عمیق تری می گذارد. شما می توانید جذاب تر شوید اگر:

با اعتماد به نفس باشید

این مهمترین راز جذابیت در تمام دنیاست. برای اینکه با اعتماد به نفس باشید باید خودتان را قبول داشته باشید و برای اینکه خودتان را قبول داشته باشید باید آدم قابل قبولی باشید. اگر احساس می کنید زیاد خودتان را قبول ندارید نگاهی بیندازید و ببینید چرا این حس را دارید. اخلاق خوبی ندارید؟ تغییر خصوصیات اخلاقی کمی سخت است و وقت می برد اما ارزشش را دارد. اخلاق های بدتان را با کمک دیگران پیدا کنید و آنها را تغییر بدهید، یک تغییر کوچک مساوی است با یک تحول بزرگ در رابطه تان. هیکل خوی ندارید؟ اگر از تناسب اندامتان راضی نیستید، نزدیکترین باشگاه ورزشی محلتان چشم انتظار شماست.

یا حتی در خانه هم می توانید همت کنید و با تمرینات ورزشی مرتب به اندام ایده آل متناسب با وضعیت بدنی خودتان برسید. خود ورزش به تنهایی می تواند با تغییر هورمون ها و مواد شیمیایی بدنتان به شما اعتماد به نفس بدهد، حتی اگر به اندام ایده آلتان نرسید. یا شاید اصلا هیچ مشکلی ندارید فقط از نقاط قوت خودتان آگاه نیستید یا خودتان را نامنصفانه با دیگران مقایسه می کنید.

پس شاید لازم باشد دوستانتان را تغییر دهید و با آدم هایی بگردید که به شما اعتماد به نفس می دهند و دیگر این که دنبال ارزش هایی عمیق تر در وجود آدم ها هستند. همچنین می توانید تمام دستاوردهای زندگی و نقاط قوت شخصیتی تان را بنویسید و به دیوار اتاقتان بچسبانید. هر وقت هم چیز جدیدی یادتان آمد به آن اضافه کنید. از جمله های تاکیدی هم استفاده ببرید. با این کار در واقع دارید با ناخودآگاهتان حرف می زنید و مسیرهای عصبی تازه ای در مغزتان شکل می گیرد که به تدریج ذهنیت و رفتارتان را تغییر می دهد. خلاصه هر تغییری را لازم می دانید در خودتان ایجاد کنید تا خود را بیشتر قابل قبول بدانید.

سخاوت احساسی داشته باشید

هیچ کس از آدم هایی که برای ابراز احساسشان جانشان بالا می آید خوشش نمی آید و مطمئن باشید نامزد شما از اینکه مدام مجبور باشد شما را روانکاوی کندکه ببیند چی در دلتان هست که نمی گذارید بفهمد (یا اینکه مجبور باشد برای فهمیدن احساستان پیش فالگیرها برود!) کم کم فرسوده می شود. شاید آدم هایی که دور خودشان یک قلعه با دیوار بلند کشیده اند بعضی وقت ها جذاب و دست نیافتنی به نظر بیایند اما مطمئنا در یک رابطه صمیمانه دراز مدت واقعا خسته کننده می شوند. گاهی خوب است که برای غریبه ها اینطور باشید اما نه برای «او». نامزد شما دوست دارد از احساستان باخبر باشد. او اوست دارد بداند چقدر دوستش دارید. خسیس نباشید. احساسات از جمله چیزهایی است که هر چه بیشتر به دیگران بدهید نه تنها کم نمی شود بلکه بیشتر و بیشتر هم می شود. از ابراز احساستان به او نترسید. چه احساسات خوب و چه احساسات بد.

صمیمیت با به اشتراک گذاشتن احساسات ایجاد می شود. اگر می خواهید احساستان را توی دلتان و برای خودتان نگه دارید اصلا چرا ازدواج می کنید؟ شما که نمی خواهید شبیه یک دیوار به نظر بیایید؛ پس بهتر است بگذارید شریک زندگیتان بداند توی دل شما چه می گذرد. آدم های عاشق پیشه جذابیت خودشان را دارند. البته اینها به این معنی نیست که با احساساتتان خفه اش کنید. اگر بیشتر اطرافیانتان به شما می گویند آدمی زیادی احساساتی هستید همه این جمله ها را برعکس بخوانید. همیشه یادتان باشد: اندازه نگه دار که اندازه نکوست.

راحت باشید

شما قرار است یک عمر با هم زندگی کنید. پس با او راحت باشید. سخت گیری ها، رسمی بازی ها، تعارفات و پنهان کاری ها را به تدریج با پیش رفتن رابطه کمتر کنید. البته جوان های امروزی با خواندن این حرف خنده شان می گیرد. اما اگر به روش سنتی ازدواج کرده باشید شاید مدت زیادی از آشنایی تان نگذشته بوده و زود نامزد شده اید، در این صورت بگذارید زمان کار خودش را بکند ولی شما هم بیکار ننشینید. کم کم به جای «شما شما» کردن می توانید او را با ضمیر مفرد خطاب کنید.

اولش کار سختی است اما تاثیر خیلی خوبی دارد: او عاشقتان می شود! بگذارید با شما راحت باشد و رودربایستی ها کم کم کنار برود. نه اینکه همان روز اول با پیژامه ای که تا گردنتان بالا کشیده اید جلوی تلویزیون دراز بکشید و تخمه بشکنید! اما از آن آدم ها هم نباشید که 24 ساعته با شلوار جین و موهای شینیون شده به سر می برد و طرف مقابل هم مجبور می شود همین کار را بکند. با هم مشکلاتتان را در میان بگذارید، حرف دلتان را بزنید، او را وارد زندگی خصوصی تان بکنید و بگذارید راحتی و آسایش یک دوستی صمیمانه بین شما شکل بگیرد اما رعایت ادب و احترام متقابل را همیشه – تا آخر عمرتان – بالاترین اولویت در نظر بگیرید. 

خیال پرداز باشید

هیچ چیز به اندازه همراهی با یک آدم خیال پرداز و امیدوار به آینده به آدم روحیه نمی دهد. زیادی عاق و واقع گرا بودن اصلا جذاب نیست؛ چنین فردی اینطور به نظر می رسد که زندگی خشک و بی هیجانی داشته باشد و آنقدر در واقعیت ها غرق شود که سهم رویاپردازی و انگیزه برای رسیدن به آینده بهتر را در زندگی اش نادیده بگیرد. خیلی خوب است که منطقی باشید و واقعیت ها را نادیده نگیرید اما کمی خیال پردازی و دیدن یک آینده روشن هم نمک زندگی ست. 

اینطوری هم جذابتر می شوید و هم زندگی خیلی بهتری خواهید داشت. مثلا در مورد اینکه چندتا بچه می خواهید داشته باشید، اسم بچه هایتان را چی بگذارید، چطوری تربیتشان کنید، چه لباس هایی برایشان بخرید، با هم کجاها بروید، یا اینکه در دوران سالمندی تان دوست دارید یک کلبه زیبا در ساحل دریا یا یک جزیره داشته باشید که شب ها با صدای امواج آب به خواب بروید و صبح ها با صدای مرغان دریایی از خواب بیدار شوید ... می بینید؟

حتی همین قدرش هم کلی حالتان را خوب کرد! خیال پردازی های شیرین باعث می شود میزان آندروفین تان بالا برود و بودنتان در کنار هم شیرین تر شود. نتیجه اینکه او عاشقتان می شود. شاید خیلی از ما هیچ وقت به آرزوهای بزرگمان نرسیم اما داشتن این خیال ها هم حالمان را بهتر می کند و هم به ما انگیزه می دهد که در زندگیمان تلاش کنیم و به جاهای بالاتر برسیم. رویاهای شما و نامزدتان چیست؟

خوش تیپ باشید

شما از دیدن آدم خوش تیپ و موقر بیشتر خوشتان می آید یا آدم بدتیپ و آویزان؟ خب نامزدتان هم همینطور است. پس شیک باشید. لباس و آراستگی ظاهر شما ویترینی است که خودتان را در آن می گذارید تا به دیگران نشان دهید. پس بهترین و برازنده ترین ویترین را برای خودتان انتخاب کنید. دنبال مد نباشید. در این مورد سلیقه ها مختلف است؛ تیپی را انتخاب کنید که برازنده خودتان و طبق سلیقه خودتان است (مگر اینکه آدم کج سلیقه ای باشید!).

اگر هیچ سررشته ای در این زمینه ها ندارید از دوستان و آشنایان استفاده کنید. یا مدلی برای خودتان انتخاب کنید که از او الگو بگیرید. می توانید از اطرافیانتان آدم های خوش تیپ را پیدا کنید و ببینید چه کار می کنند که این قدر برازنده اند. شیک بودن به هیچ وجه به معنای زیاد خرج کردن نیست. اتفاقا خیلی از ما که خیلی هم به ظاهرمان اهمیت می دهیم و خیلی هم خرج می کنیم آخر کار زشت ترین تیپ را پیدا می کنیم، چون اصلا نمی دانیم چی به چی می آید و از آن مهمتر اینکه چی به ما می آید.

برای این کار فقط نیاز به کمی هوش و سلیقه دارید. گاهی یک شال گردن سیاه و ارزان می تواند ظاهر شما را دگرگون کند. البته شیک بودن فقط لباس نیست، مدل مویتان هم مهم است، همچنین کفش و کیفتان، زیبایی اندامتان، رفتار و طرز برخوردتان، چهره تان و از همه مهمتر، لبخندتان! خوش تیپ باشید، و در کنارش خوشرو هم باشید. یک خانم یا آقای به تمام معنا باشید.

از او تعریف کنید

چقدر باید به شما گفت که از نامزدتان تعریف کنید؟ زیاد شنیده اید، اما خیلی وقت ها گوش نداده اید. به خاطر همین باز هم می گویم، تعریف کردن از او معجزه می کند! می توانید جلوی خودش از او تعریف کنید: «چقدر این لباس به تو میاد، چقدر کار خوبی کردی که زنگ زدی، چقدر غذات خوشمزه شده» و یا حتی «چقدر با اینکه جوک بی مزه ای بود باحال تعریفش کردی!» اگر از آن افکار عصر حجری دارید و فکر می کنید نامزدتان با تعریف شما لوس می شود، اولا که خب لوس بشود چه اشکالی دارد، و ثانیا، حداقل پشت سرش تعریف کنید که لوس هم نشود! اگر از کسی بشنوید که نامزدتان از شما پیشش تعریف کرده، حتی یک مورد جزیی، چه حالی می شوید؟ مسابقه بگذارید و دنبال بهانه ای باشید که از نامزدتان تعریف کنید. ببینید چه می شود. زندگیتان از این رو به آن رو می شود.

آینه او باشید

این یک تکنیک فوق العاده است. به خاطر همین آن را آخر از همه گفتم تا بیشتر یادتان بماند: آینه نامزدتان باشید تا توی ناخودآگاهش نفوذ کنید. ما آدم ها یک رازی داریم که شاید خیلی ها ندانند: ما از افرادی که مثل خودمان هستند خیلی خوشمان می آید. مثلا موقعی که پرانرژی و پر سروصدا هستیم دوست داریم همه همینطور باشند و از مصاحبت با کسی که توی خودش است زیاد لذت نمی بریم. و برعکس.

این دست خودمان نیست، دست ناخودآگاهمان است. خب، کاری که باید بکنید این است که بعضی حرکاتش را تقلید کنید، مثلا وقتی با هم چای می خورید استکانتان را همزمان با او بردارید، یا وقتی با هم حرف می زنید و او می خندد شما هم بخندید و ... مرتب ادایش را درنیاورید، چون این کار نتیجه عکس می دهد، و تازه ممکن است او فکر کند تازگی ها کمی شیرین می زنید! در این مورد باید خیلی دقیق و ظریف باشید. می دانم کمی عجیب به نظر می رسد اما واقعیت دارد و در تحقیقات ثابت شده است.

پست شماره 265

ارتباط بین انرژی مثبت و منفی

ارتباط بین انرژی مثبت و منفی

وقتی افراد با هرگونه مشكلی مواجه می‌شوند یا شكست می‌خورند، سرزنش، احساس گناه، تأسف‌خوردن و اضطراب مقداری انرژی منفی تولید می‌كند. 
تعریف انرژی منفی با اصطلاحات علمی سخت است ولی مسلما هر كسی آن را تجربه كرده است.
این بدان مفهوم نیست كه آنها بد یا منفی هستند ولی به این معناست كه آنها با منبع درونی انرژی مثبت‌شان قطع رابطه كرده‌اند!شاید شما تجربه رفتن به جایی یا بودن با افرادی را دارید كه باعث می‌شوند احساس بدی پیدا كنید؛ احتمالا احساس خستگی بكنید.
گرچه سخت است علت دقیق ناراحتی‌تان را معلوم كنید ولی به هر حال آن را احساس می‌كنید. در عوض، امكان دارد شما در كنار بعضی افراد خودبه‌خود احساس بهتربودن و داشتن آرامش بیشتر بكنید.
این تجربیات اتفاقی نیست؛ اینها نتیجه تبادل مشخص انرژی است.
وقتی شخصی انرژی كمی دارد، فقط بودن با فرد دارای انرژی زیاد به او نیرو می‌دهد، در عین حال از انرژی خود آن شخص اندكی كاسته می‌شود. انتقال انرژی از شخصی به شخص دیگر موجب برقراری تعادل و توازن می‌شود.
مثلا اگر شما احساس خوبی دارید و با كسی كه احساس بدی دارد ارتباط برقرار می‌كنید، بعد از مدتی آن فرد احساس بهتری پیدا می‌كند و احساس خوب شما كمتر خواهد شد.
ممكن است این تغییر را خود احساس نكنید ولی طی چند ساعت یا چند روز متوجه می‌شوید كه احساس خوبی ندارید. درك این تشابه به توضیح تبادل انرژی مثبت و منفی كه همیشه در جریان است، بیشتر كمك می‌كند.

پست شماره 251


حواست به سه چیز باشه

حواست به سه چیز باشه

1 - سه چیز را با احتیاط بردار :قدم - قلم- قسم!

2 - سه چیز را باک نگه دار :جسم - لباس - خیال!

3 - از سه چیز کار بگیر :عقل - همت - صبر!

4 - از سه چیز خود را نگه دار :افسوس - فریاد - نفرین کردن!

5 - سه چیز را آلوده نکن :قلب - زبان - چشم!

6 - اما سه چیز را هیچگاه وهیچ وقت فراموش نکن: خدا - مرگ - دوست با ایمان وخوب!


پست شماره 250

لذت های کوچک زندگی

لذت های کوچک زندگی

وقتی کسی رو که دوست داری تماشا میکنی ولی اون حواسش نیست

 

از غریبه ای توی خیابان چیزی میپرسی و او با لبخند و حوصله جوابت را میدهد

 

وقتی مهمونات دستور غذایی رو ازت میپرسن که من در آوردی درستش کردی

 

وقتی هدیه ات را باز میکند و چشمهایش از خوشحالی برق میزند

 

از خیابان که رد میشوی راننده ای که حق تقدم با اوست برایت میایستد وبا خوشرویی اشاره میکند که رد شوی

 

در گرفتاری کارهای اداری کارمندی را میبینی که با حوصله  و خوشرویی کارت را انجام میدهد

 

وقتی دیر رسیده ای و میگوید خودش هم الان رسیده است

 

صفحه پیام هایت  را باز میکنی و میبینی که از او ایمیلی داری

 

وقتی از ترس خواب ماندن و دیر رسیدن از خواب میپری وناگهان به یاد می آوری امروز تعطیل است

 

لحظه راه افتادن برای سفری که منتظرش بودی

 

وقتی علیرغم تمام گرفتاری ها روز تولدت رو فراموش نکرده

 

هر دو هم زمان یک حرفی را میزنید و بعد میگویید ((چه با هم )) و میخندید

 

دور که میشود بر میگردد به نگاهی ،دست تکان دادنی و لبخندی

 

کارش را رها میکند و با حوصله به درد دلت گوش میدهد

 

در خیابان از جایی میگذری که خاطره ای دور اما شیرین با خود دارد



پست شماره 249

کنار آمدن با استرس های روزانه

کنار آمدن با استرس های روزانه

اگر به فکر دنیایی عاری از استرس هستید، بهتر است این فکر را از سرتان بیرون کنید، چون غیرممکن است. اگر مایل‌اید استرس را از زندگی خودتان کاملا حذف کنید، باز هم چندان میسر نیست و بهترین راه، کاهش استرس و داشتن برخوردی مناسب با آن است.

به این ترتیب با وجود تنش‌های مختلف زندگی روزمره، آرامش خواهید داشت و زندگی کردن برای شما، بدون فشار روحی خواهد شد.

برای آنکه روزگارتان را بدون‌ درگیری و تشدید تنش سپری کنید، به این راهکارها توجه کنید:

- از کارها و مسایل کوچک شروع کنید.

خودتان را غرق تغییرات بزرگ نکنید، به خصوص اگر چند تغییر و تحول بزرگ هم‌زمان شوند، شدیدا استرس‌زا می‌شوند. در طول روز نمی‌توانید چند پروژه مهم را آماده کرده، به کارهای بچه‌ها رسیدگی کنید و در فلان جلسه یا مراسم هم شرکت کنید.

- ارتباطات را فراموش نکنید.

عشق و دوستی را در زندگی خود بر همه چیز مقدم بدارید. همان‌طور که برای مراجعه به پزشک وقت می‌گیرید، برای دیدن دوستان و بستگان نیز زمانی را معین کنید و در هفته چند بار این کار را انجام دهید.

ارتباط با دوستان و بستگان، به سلامت قلب و ترشح هورمون کاهنده استرس (اکسی‌توسین) کمک می کند و شما را از انزوا خارج می سازد.

توجه کنید که کناره گیری از دیگران و تنهایی، خطرات بسیار زیادی برای سلامتی دارد که مهم‌ترین آنها افزایش استرس و بروز افسردگی است.

- روی زمان حال تمرکز کنید.

به جای آنکه در گذشته سیر کنید و به فکر اشتباهات قبلی باشید، به بهتر کردن شرایط فعلی فکر کنید. هر چه عاقل‌تر و متفکرانه‌تر در مورد حال عمل کنید، کمتر دچار استرس می‌شوید. ضمنا به جای هدر دادن انرژی روی چند موضوع و کار، روی یکی از مهم‌ترین و پربهره‌ترین آنها متمرکز شوید.

- بنویسید.

راه اصلی کاهش استرس، خلاصی از دست احساسات منفی است که نوشتن، بهترین روش برای این کار است. پس حین فشار و تنش، عواطف منفی خود را روی کاغذ بنویسید و آنها را دور بیندازید.

- روی اخبار مختلف کنترل داشته باشید.

از اینکه از اخبار و وقایع ناراحت کننده بی خبر باشید، خجالت نکشید. نه اینکه بی‌تفاوت باشید، چون بی‌تفاوتی به اندازه استرس و افسردگی روی روح و روان شما اثرات مخرب دارد اما ضرورتی ندارد، حتما در جریان ریز وقایع و حوادث ناگوار هم قرار بگیرید، به خصوص اگر روز پرتنشی را گذرانده باشید.

اگر افرادی در اطراف‌ شما دچار مشکل و ناراحتی هستند، به آنها انرژی مثبت منتقل کنید و نسبت به حل و فصل مسایل آنها احساسی نبوده و راهکارهای ملموس و عملی پیشنهاد کنید. این شما هستید که قدرت کنترل زندگی‌تان را در دست دارید، پس هر طور که لازم است از آن استفاده کنید.

- آرام راه بروید.

موقعی که استرس دارید، ناخودآگاه محکم و با حرص راه می‌روید. اتفاقا سعی کنید در این شرایط آرام‌تر راه بروید چون خود راه رفتن آرام باعث رفع استرس می‌شود.

- از جملات مثبت در ذهنتان استفاده کنید.

چند جمله و عبارت را در ذهن داشته باشید تا موقع بروز استرس و تنش، شما را دوباره به حالت عادی برگردانند؛ جملاتی مثل «من قوی هستم» و یا «ذهن پویای من به کمکم می‌آید» از جمله این موارد هستند که به شما روحیه می‌دهند.

در لحظات پرتنش و ناراحت‌کننده تصویری آرام و خوب مثل ساحل دریا یا دشتی پرگل در ذهن‌تان مجسم کنید.

- رفت و آمدهایتان را هم دوست داشته باشید.

رفت و آمد به محل کار و یا مکان‌های دیگر، را تکراری و یکنواخت ندانید، بلکه با گوش کردن به موسیقی، مطالعه، دعا و یا سایر روش‌ها این فرصت‌ها را هم خوشایند کنید.

وقتی در ترافیک گیر می‌کنید نفس عمیق کشیده و آرام باشید، وگرنه تاثیر مخرب آن روی شما چند برابر می‌شود.

- قدرشناسی و سپاسگزاری را تمرین کنید.

داشتن استرس و حس سپاسگزاری هم‌زمان با هم مشکل است، اما در این مورد تمرین کنید.

پنج دقیقه در روز را به شکرگزاری از تمام نعمت هایی که خداوند به شما ارزانی داشته اختصاص دهید. بهتر است از نفس کشیدن‌تان شروع کنید، چون منبع همه لذت‌هاست!


منبع : پرشین وی


پست شماره 247

خواسته هاي يك مادر

خواسته هاي يك مادر

فرزند عزیزم:
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم،
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است،
صبور باش و درکم کن؛
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم،
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم؛
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن؛
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر؛
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو؛
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو؛ روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو.
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم.
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
.

پست شماره 239

وقت بگذارید

وقـــــت بـگــــــذاریـد


برای خندیدن وقت بگذارید… زیرا موسیقی قلب شماست.


برای گریه کردن وقت بگذارید… زیرا نشانه یک قلب بزرگ است.


برای خواندن وقت بگذارید… زیرا منبع کسب دانش است.


برای رویاپردازی وقت بگذارید… زیرا سرچشمه شادی است.


برای فکر کردن وقت بگذارید… زیرا کلید موفقیت است.


برای بازی کردن وقت بگذارید… زیرا یادآور شادابی دوران کودکی است.


برای گوش کردن وقت بگذارید… زیرا نیروی هوش است.


برای زندگی کردن وقت بگذارید… زیرا زمان به سرعت می‌گذرد و هرگز باز نمی‌گردد.


ماموریت ما در زندگی « بدون مشکل زیستن » نیست، « با انگیزه زیستن » است.


تنها به شادی در بهشت نیندیشید…


به خود بگویید رمز و راز خلقت هر چه باشد، هدف امروز من درست زیستن در اینجا و اکنون است.

پست شماره 238

اسـرار موفقیـت در زنـدگی

اسـرار موفقیـت در زنـدگی

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید.

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد.

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است.

دشوارترین قدم، همان قدم اول است.

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم.

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید.

آنچه شما درباره خود فكر می كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند.

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد.

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست.

وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید.

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش.

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست.

آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است.

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما.

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد.

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید.

ما زمان را تلف نمی كنیم، زمان است كه ما را تلف می كند.

افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند.

پیش از آنكه پاسخی بدهی با 1 نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چندنفر مشاوره داشته باش.
كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم.

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید.

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند.

آنكه می تواند نسبت به نیكی دیگران ناسپاس باشد، از دروغ گفتن باك ندارد.

هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود.

اگر هر روز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد اصلی نخواهی رسید.

كسانی كه نمی توانند فرصت كافی برای تفریح بیابند، دیر یا زود وقت خود را صرف معالجه می كنند.

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، و آن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست.

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند.

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد.

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند.

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی.

هرگاه مشكلی را مطرح می كنید، برای رفع آن هم راه حلی پیشنهاد كنید.

كیفیت جامع یعنی درست انجام دادن همه كارها در همان بار اول.

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید.

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید.

خانه ات را برای ترساندن موش، آتش نزن.

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید.

اینجا، كار تمام نشده است، حتی آغاز پایان هم نیست، اما شاید پایان آغاز باشد.

خداوند به هر پرنده‌ای دانه‌ای می‌دهد، ولی آن را داخل لانه‌اش نمی‌اندازد.

تنها راهی كه به شكست می‌انجامد، تلاش نكردن است.

درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش.

از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است.

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است.

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند.

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد.

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است.

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت.

اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم.
پست شماره 237

 افـق هایی از زنـدگی که به زیبـایی رویـاهاست

افق هایی از زندگی که به زیبایی رویاهاست

زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد تا شاید به سرنوشتی که به زندگیتان پیوند خورده هرگز تردید نکنید. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید با انجام کارهایی ساده آرزوهایتان را محقق کنید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن یک زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است که پیشنهاد می شود سعی کنید هر روز آنها را به کار بگیرید و از لحظه لحظه ی زندگی خود لذت ببرید ...

سلامتی:

1. آب فراوان بنوشید.
2. مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
3. از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4. با این 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (اشتیاق)، Empathy (همدلی).
5. از ورزش کمک بگیرید.
6. بیشتر بازی کنید.
7. بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8. روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9. حداقل 7 ساعت بخوابید.
10. هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

شخصیت:

11. زندگی خود را با هیچ شخصی مقایسه نکنید، شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12. افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13. بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14. خیلی خود را جدی نگیرید.
15. انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.
16. وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
17. حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
18. گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته ی شریک زندگی خود را به او یادآور نشوید چرا که با این کار موجب از دست رفتن آرامش زمان حال خود می شوید.
19. زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید، پس هیچگاه نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
20. با گذشته ی خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.
21. هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
22. بدانید که زندگی به مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
23. بیشتر بخندید و لبخند بزنید.
24. مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. بهر حال زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

25. گه گاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
26. هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
27. خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
28. زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
29. سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
30. در مورد اینکه دیگران راجع به شما چگونه فکر می‌کنند، افکارتان را آشفته نسازید.
31. زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستانتان به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

زندگی:

32. حتی الامکان همیشه کارهای مثبت انجام دهید.
33. از هر چیز بی فایده فاصله بگیرید و از عواملی که زائیده ی زشتی و ناخوشایندیست دوری بجویید.
34. به عشق ایمان داشته باشید چرا که عشق درمانگر هر نابسامانی است.
35. هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. پس از گذز زمان غفلت نکنید.
36. مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
37. در بدبیاری ها امید داشته باشید که خوشوقتی ها هم در راهست.
38. همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان انرژی بگیرید و از هستی بخشتان شاكر باشيد.
39. بخش عمده ای از درون شما که همان ضمیر شماست شاد است، بنابراین به اینده لبخند بزنید.

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

40. لطفا این موارد را به هر کسی که دوستش دارید، بفرستید ...
پست شماره 234

تله پاتی

تله پاتی

تله پاتی چیست؟

تله پاتی یا قرائت افکار علمی است که دانشمندان و افراد زیادی را در حوزه های مختلف از جمله فیزیک و انرژی از قرن ها پیش به خود مشغول کرده. هدف از این مقاله که نتایج برسی ها و آزمایش های دانشمندان است اینست که شما عزیزان را از این علم آگاه سازیم.

بخش اول
تله پاتی به معنی چیزی است که از دور احساس می شود، ارتباط بر قرار کردن با سایر انسانها یا سایر مخلوقات بدون استفاده از حواس پنجگانه یا ارتباط از طریق افکار می باشد.«تله‌پاتی» دسترسی به اطلاعاتی است که در فکر شخص دیگری نگهداری می‌شود و شما خواهان کسب آن هستید دانشمندان برای اثبات این پدیده می‌گویند: وقتی این امکان وجود دارد که از طریق یک ایستگاه فرستنده مطالبی را از طریق امواج الکتریکی، از ایستگاه‌های الکتریکی دیگری جذب کنیم.

بنابراین با توجه به فعالیت‌های الکتریکی مغز انسان، امکان تبادل اطلاعات از راه دور، از طریق «تله‌پاتی» و به صورت مشابه دستگاه‌های فرستنده و گیرنده الکتریکی فراهم می‌شود. برای انجام پدیده‌های «تله‌پاتی»‌مغز باید در حالتی قرار داشته باشد که وضعیت آن بیشترین میزان امواج «آلفا» را ایجاد و منتشر کند.

امواج «آلفا» معمولا در شرایطی به وجود می‌آید که فرد در حالت «مدی‌تیشن» یا «ریلکس» کامل قرار گرفته باشد. پس درمی‌یابیم که کلید اصلی «تله‌پاتی» چیزی نیست جز «ریلکس» شدن کامل. اصولاً در هنگام احساس خطر و یا هر ناراحتی دیگر، اعصاب «سمپاتیک» انسان با تولید «آدرنالین» بدن را تحریک می‌کند در این حالت زمینه لازم برای «فرستندگی» و در واقع فرستادن پیام در شخص به وجود می‌آید و او می‌تواند افکار خود را سریع‌تر و قوی‌تر منتشر کند در حالت عکس این مسئله، اعصاب «پاراسمبلیک» با تولید «استیل کولین» موجب رخوت و سستی بدن می‌شود و استعداد «گیرندگی» امواج «تله‌پاتی» در شخص تقویت می‌شود.

ارسال پیام‌های روحی

نیروی «تله‌پاتی» بستگی زیادی به شدت و قدرت عواطفی دارد که با آن هماهنگ شده است شما وقتی می‌توانید از راه دور یک پیام روحی برای فرد موردنظرتان بفرستید که قبلاً ارتباطی مثبت و یا حتی منفی با او برقرار کرده باشید درباره فردی که هدف پیام شماست باید به یک نوع احساس بسیار شدید عاطفی برسید. برای شروع کار بهتر است ابتدا هر چه دقیق‌تر فرد موردنظرتان را رویت کنید و تمام مشخصات او را مانند مشخصات جسمی، ویژگی‌های شخصیتی، روش لباس پوشیدن، آهنگ، صدا و مانند آن‌را به خاطر بسپارید به این ترتیب یک تصویر بسیار قوی و روشن از آن شخص در ذهن شما نقش می‌بندد.

سعی کنید فرد موردنظر را در همان محل زندگی‌اش مجسم کنید اگر با او خاطره‌های مشترکی دارید آنها را یک بار دیگر در ذهنتان مرور کنید آن‌گاه پیام خود را با صدای بلند بر زبان آورید درست همان‌گونه فکر کنید که انگار او در مقابلتان ایستاده است به محض آ»‌که پیامتان را فرستادید همه چیز را به فراموشی بسپارید البته می‌توانید پیامتان را به جای این‌که با صدای بلند اعلام کنید آن را بر روی یک صفحه کاغذ نیز بنویسید.

قدرت تمرکز و تخیل

نیروهای ذهنی، مانند «تله‌پاتی» یک پدیده ساده ب شمار نمی‌آیند بلکه به دقت فرمول‌های ریاضی عمل می‌کنند و این شما هستید که در ذهن خود دستورالعمل لازم را صادر می‌کنید نیروهای ذهنی توان این را دارند که در راه رسیدن پیام شما به هدف موردنظرتان راهنما و راهبرتان باشند و روش‌های عملی را نشانتان دهند چنان‌که در مواقع خطر هشدارهایی می‌دهند که در سرنوشت شما و اطرافیانتان بسیار موثر است البته شدت و شعف قدرت تخیل نقش مهمی در «تله‌پاتی» ایفا می‌کند و هر چه قدرت «تمرکز» بیشتر باشد افکار به صورت سریع‌تر و دقیق‌تری به هدف موردنظر اصابت می‌کند. پس باید بیاموزیم که فکر خود را کاملاً‌ »متمرکز» کنیم تا در انجام کار، توفیق بیشتری کسب کنیم.

اندیشیدن بدون هدف و با دقت اندک، نتیجه‌ای ندارد تفکر باید محکم و متمرکز باشد تفکر محکم و متمرکز، مجموعه‌ای است از خطوط ظریف مغناطیسی که شما را به افکار شخص موردنظرتان متصل می‌سازد.

اگر بگوییم که «فکر» حالتی از «احساس» که از طریق قانون «ارتعاش» حمل می‌شود و مانند نور و الکتریسیته انتقال می‌یابد آن‌گاه به راحتی به این پدیده جالب پی می‌برید هر وقت فکر خود را بر موضوعی که برای شما اهمیت دارد متمرکز کنید نیروهای ذهنی شما وارد عمل می‌شوند و پاسخ لازم را به دست می‌آورند. برای ایجاد تمرکز، می‌توانید یک نقطه «تمرکز» انتخاب کنید این نقطه می‌تواند عکسی بر روی دیوار و یا حتی گل‌های یک قالیچه باشد.

فرمان‌های «تله‌پاتی»

برای شکوفایی استعدادهای «تله‌پاتی» تمرین‌های جالب و متنوعی وجود دارد ابتدا قبل از شروع تمرین بهتر است به چند نکته مهم توجه کنید:

1- قبل از شروع تمرین، مدت آن‌را دقیقاً مشخص کنید. (مثلاً یک ساعت)

2- مصرف چاپ و قهوه اندکی قبل از انتقال یک فکر، مفید است زیرا به‌عنوان یک محرک لحظه‌ای برای فعالیت‌های مغزی مؤثر است.

3- بعد از اتمام تمرینات، بهتر است مقداری آب در چند نوبت بنوشید تا مواد زاید بدنتان دفع شود.

4- تاریکی و سکوت مطلق برای تمرینات «تله‌پاتی» بسیار نتیجه‌بخش است و سعی کنید در مواقعی که شخص گیرنده خوابیده است تمرینات مربوطه انجام شود.

5- اندکی مراقبه یا همان «مدی‌تیشن» در ایجاد «تله‌پاتی» مفید است البته باید با کشیدن نفس‌های عمیق به «مراقبه» بنشینید.

6- به صدای درونی خویش گوش فرا دهید و با آن جروبحث نکنید فقط گوش کنید و عمل کنید گوش دادن از شرایط اصلی استفاده از قدرت نهفته در «تله‌پاتی» است.

7- جلسات تمرین را طولانی کنید، چرا که انتقال فکر باید همراه با یک پافشاری خاص در مدت طولانی انجام پذیرد.

8- بهتر آن است که در هر جلسه، حداکثر 10 فرمان صادر شود.

فرستنده و گیرنده

برای شروع تمرینات همکاری دو نفر ضروری است بین این دو نفر که مایل هستند این تجربه را انجام دهند کسی که دارای تأمل و تعمق بیشتری است باید نقش گیرنده را به عهده بگیرد و کسی که فعال بااراده و کوشاست به‌عنوان «فرستنده» باید فکرس را آن‌چنان روی مسئله موردنظر متمرکز کند که گویی خود قصد انجام این فرمان را دارد. فرمان‌های «تله‌پاتی» باید پی‌درپی صادر شوند. دست راستت را بلند کن و یا فلان چیز را از زمین بردار.

ضمنا لازم است که در هر جلسه از تمرینات نوع فرمان‌ها تغییر کند شخص «گیرنده» باید هنگام تمرین در وضعی کاملا بی‌تفاوت قرار بگیرد و هر فکری را از ذهن خود دور سازد و اصطلاحاً در «خلاء فکری» فرو برود. او باید فقط در انتظار یک تحریک درونی بماند تا به انجام کاری وادار شود. همچنین باید توجهش را مطلقاً به چیزی معطوف کند که از درون وجود خویش احساس کند هرگاه چند فکر مختلف به طور همزمان به ذهنتان خطور کرد ابتدا کمی تأمل کنید و سپس فکری را که قوت و تحریک بیشتری دارد به اجرا درآورید.

تمرینات بعدی...

پس از ممارست در تمرینات بالا کار خود را با تمرینات زیر ادامه دهید.

شخص «فرستنده» نگاهش را به دقت به یک چیز خاص می‌دوزد و سپس با بستن چشمانش تصویر ذهنی آن‌را می‌سازد آن‌گاه شخص «گیرنده» را مجسم می‌کند که در حال تماشای آن چیز خاص است مدت تمرین برای این کار 3 تا 5 دقیقه است.

شخص «گیرنده» در مقابل خود صحنه‌ای سفید قرار می‌دهد که از زیر آن نور یکنواخت و ضعیفی تابیده است سپس نگاه خود را رها می‌سازد تا بی‌توجه به محیط اطرافش روی این صحنه بلغزد وقتی چندین برداشت مختلف به ذهنش خطور کرد باید آنها را به آرامی یادداشت کند البته گاهی نیز باید چشمان خود را بسته و پس از چند ثانیه باز کند.

تمرین بعدی بدین ترتیب است که شخص «فرستنده» پشت فرد «گیرنده» می‌ایستد و در حالی‌که نگاهش را به پشت گردن او دوخته است فکرش را کاملا روی او متمرکز کرده  فرمانش را صادر می‌کند.

صدور فرمان باید جز به جز اما متوالی صورت بگیرد در این حالت انرژی فکری شما به شخص «گیرنده» منتقل می‌شود و او را وادار می‌کند که برگردد و مستقیما به شما خیره شود!

توصیه مهم

اگر در شروع تمرینات به آن صورت که انتظار دارید پیش نرفتید باور خود را از دست ندهید و مأیوس نشوید نیروی «تله‌پاتی» همیشه حاضر و آماده است اما برای این‌که آن‌را به زندگی روزمره خود پیوند دهد باید آن را تقویت کنید و اعتقادتان بر این اصل استوار باشد که تجربیات شما حتماً به نتایج لازم خواهد رسید.

او چه کسی است؟!

یک تمرین دیگر نیز در شکوفایی استعداد «تله‌پاتی» نهفته در وجود شما بسیار موثر است تمرین فوق عبارت از این است که فی‌المثل، وقتی زنگ تلفن شما به صدا درمی‌آید حدس بزنید که آن سوی سیم به کسی می‌خواهد با شما سخن بگوید البته اگر بخواهید از روی احتمالات عمل کنید و براساس این‌که معمولا چه اشخاصی بیشتر به شما تلفن می‌زنند به اندیشه بنشینید از راه درست منحرف شده‌اید شما باید با توجه به احساسات خود عمل کنید و سپس نام فردی را که حدس می‌زنید به شما تلفن خواهد زد بر روی ورقه‌ای بنویسید یک تقویم جیبی همیشه همراه خود داشته باشید و تمام پیش‌بینی‌ها و ادراکات خود را در آن یادداشت کنید.

یک مثال دیگر برایتان می‌آوریم:

در تقویم خود روی صفحه یکی از روزهای مثلا شهریور ماه بنویسید:

در چنین روزی پس از خروج از منزل فردی را که با روبه‌رو خواهم شد یک مرد است؟

سپس در پایان همان روز نتیجه را در همان صفحه بنویسید به این شرح:

نتیجه: حدس من درست بود اولین فردی را که دیدم یک مرد بود!

بدین ترتیب شما می‌توانید درباره هر موضوع و یا شخص خاصی به حدس و گمان بپردازید. این کار را در طول شبانه‌روز لااقل در 20 مورد مختلف انجام دهید پس از گذشت 3 الی 4 ماه درخواهید یافت که پیش‌بینی‌های شما روز به روز به واقعیت نزدیک‌تر است.

منبع : مثبت اندیشان آریایی

پست شماره 228

چهار تکنیک برای اجتماعی تر شدن

چهار تکنیک برای اجتماعی تر شدن

برخی افراد هنگامی که در میان جمع هستند، ممکن است احساس راحتی نکنند زیرا به مهارت‌های اجتماعی که بتوانند به وسیله آنها با مردم و اجتماع در ارتباط باشند، مجهز نیستند. برای افزایش ارتباطات اجتماعی، شیوه‌هایی وجود دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1-زبان بدن را یاد بگیرید
بخشی از احساس نگرانی که مردم در ارتباطات اجتماعی خود به آن مبتلا می‌شوند، ناشی از تفسیر‌های نادرست از گفتارهای غیرکلامی دیگران است. آیا تا به حال برایتان این موقعیت پیش آمده است که با خود بگویید «هنگامی که در جمع صحبت می‌کنم، افراد خسته می‌شوند؟» این جمله ریشه در زیاده‌گویی و یا درک اشتباه از مفاهیم غیرکلامی زبان دارد. برای مثال ممکن است افراد خمیازه بکشند و یا به چشمان شما نگاه نکنند و این به دلیل بی‌خوابی و یا فقدان احساس راحتی خود آنان باشد و نه به علت اینکه شما را فردی کسل‌کننده یافته باشند.

این مهم است که اساس تفسیر خود را روی گفتارهای غیرکلامی قرار ندهید. همچنین مهم است که شما به مفاهیم غیرکلامی زبان خود نیز توجه کنید. احتمالا شما از تمام علامت‌هایی که به دیگران ارسال می‌کنید، آگاه نیستید. برای مثال، ممکن است شما با ایستادن در گوشه‌ای خود را از دیگران جدا سازید یا شاید تماس چشمی ضعیفی با دیگران داشته باشید. چنین رفتار ناخودآگاهی ممکن است شما را به سوی راحت نبودن و حتی طرد شدن در جمع سوق دهد. توجه داشته باشید که تفسیر صحیح رفتارهای غیرکلامی دیگران و یا شناخت زبان غیرشفاهی خود مهارتی است که به تمرین نیاز دارد.

2-خوب گوش دادن را یاد بگیرید

خوب گوش دادن به مردم موجب ارتباط کامل با آنها می‌شود. این امر، خود موجب احساس راحتی بیشتر برای شما در میان جمع می‌‌شود. اگر چه بیشتر مردم بر این اعتقادند که شنونده خوبی هستند ولی اغلب این طور نیست. گوش دادن نوعی مهارت است که مانند سایر مهارت‌ها از طریق تمرین به دست می‌آید. گوش کردن چیزی بالاتر از شنیدن صرف است. گوش کردن یعنی مطلبی را که گوینده سعی در گفتن آن دارد، بفهمید و مطمئن شوید که بی‌طرفانه به آن گوش می‌دهید و می‌فهمید.

بنابراین تا زمانی که به سخن دیگران گوش می‌دهید، از قضاوت و ارزیابی آنها خودداری کنید. همچنین هنگامی که دیگران هنوز مشغول گفتگو هستند، از طرح پاسخ خود، خودداری کنید. اگر شما مشغول فکر کردن درباره پاسخ باشید، به احتمال زیاد به دقت به سخن دیگران گوش نمی‌کنید. فراموش نکنید که آنچه را شنیدید و فهمیدید، به زبان خودتان برای شخص مقابل بازگو کنید.

3-مکالمه را خودتان شروع کنید

ممکن است برای شما مشکل باشد که نزد کسی بروید و گفتگویی را آغاز کنید و ممکن است که ندانید از کجا شروع کنید. یک راه تجربی این است که گفتگو را با پرسش‌های باز آغاز کنیم. اگر پرسش‌ها بسته پرسیده شود که پاسخ آن آری و یا خیر باشد، گفتگو به زودی پایان می‌پذیرد و این موقعی است که طرف مقابل پاسخ خود را بدهد. پرسش‌های باز آنهایی هستند که با ادوات پرسشی مانند چه، کی‌، کجا و چگونه آغاز می‌شوند، از کلمه پرسشی و «چرا» کمتر استفاده کنید زیرا طرف مقابل را در زحمت موضع دفاعی قرار می‌دهد.

4-آداب حرف زدن را تمرین کنید

اگر از نظر اجتماعی احساس خوبی برای شرکت در گفتگوها ندارید، ممکن است به این دلیل باشد که چیزی برای صحبت و ارایه ندارید. آیا تا به حال فکر کرد‌ه‌اید که عقاید و نظرهای دیگران جالب‌تر و بهتر از شماست؟ دفاع از افکار، اعتقادات و احساساتتان به شما اعتماد به نفس بیشتری می‌بخشد. این امر اثر خود را در واکنش مثبت شما در ارتباطات اجتماعی نشان می‌دهد. بنابراین برای دفاع از نظرهای خود موارد زیر را به یاد داشته باشید.

نخست به یاد داشته باشید که دفاع از نظرهای خود، تهاجم به دیگری نیست بلکه تعادلی است میان تهاجم و تسلیم. افرادی که به طرق تهاجمی عمل می‌کنند، از دیگران انتظار دارند به طور دقیق تابع نظرهای آنان عمل کنند و کسانی که از روش تسلیم پیروی می‌کنند، از اعتقادات و خواسته‌‌های خود به نفع دیگران می‌گذرند.از اینکه آنچه را خود می‌خواهند بیان کنند، احساس گناه می‌کنند و همواره خواست دیگران برایشان مهم‌تر است اما افرادی که از نظرات‌شان دفاع می‌کنند، همان‌قدر که برای دیگران و نظرات آنها احترام قایل‌اند به خود و نظرهای خود نیز احترام می‌گذارند.

دومین نکته این است که به هنگام گفتگو با دیگران، در چشم‌هایشان نگاه و پرسش‌های باز را انتخاب کنید. این امر زمانی میسر خواهد شد که به خودتان یادآوری کنید که آنچه می‌گویید دارای اهمیت است. این حالت را به خود نگیرید که انگار برای آنچه می‌گویید، معذرت می‌خواهید. این حالت موقعی القا می‌شود که برای مثال، در موقع صحبت کردن به زمین نگاه می‌کنید یا به سرعت جمع را ترک می‌کنید یا با حالت تردید و پرسش و با خجالت صحبت می‌کنید. خواهش خود را صریح و مستقیم بیان کنید. ابهام در بیان درخواست می‌تواند سبب سوءتفاهم شود یا از جانب دیگران به آسانی رد شود. برای مثال، به جای اینکه از کسی به طور کلی کمک بخواهید، به‌طور مشخص بیان کنید که چه نوع کمکی، کی و برای چه مدت می‌خواهید.

اگر درباره ایده‌ای بحث می‌کنید یا یک خواهشی را بیان می‌کنید، آغاز جمله شما با ضمیر «من» باشد. برای مثال، بگویید من احساس می‌کنم، من می‌خواهم، یا من فکر می‌کنم، زمانی که از ضمیر «من» استفاده می‌کنید، بیشتر احتمال دارد که دیگران شنونده آنچه می‌گویید، باشند. جملاتی که با ضمیر «شما» آغاز می‌شوند مانند شما گفتید یا شما فکر می‌کنید، طرف مقابل را در موضعی دفاعی قرار می‌دهد بنابراین احتمال کمتری دارد که شنونده خوبی برای آنچه می‌گویید، باشند.


پست شماره 226 

زنـدگــی کــن

زنـدگــی کــن


شب ها زود بخواب. صبح ها زودتر بیدار شو. ..

نرمش کن. بدو. کم غذا بخور.
زیر بارون راه برو. گلوله برفی درست کن.

هر چند وقت یک بار نقاشی بکش.
در حمام آواز بخوان و کمی آب بازی کن.

سفید بپوش.
آب نبات چوبی لیس بزن.

بستنی قیفی بخور.
به کوچکتر ها سلام کن.

شعر بخون. نامه ی کوتاه بنویس.
زیر جمله های خوبی که تو کتاب ها هست خط بکش.

به دوست های قدیمیت تلفن بزن.
شنا کن.

هفت تا سنگ تو آب بنداز و هفت تا آرزو بکن.
خواب ببین.

چای بخور و برای دیگران چای دم کن.
جوراب های رنگی بپوش.

مادرت رو بغل کن. مادرت رو ببوس.
به پدرت احترام بذار و حرفاش رو گوش کن.

دنبال بازی کن. اگر نشد وسطی بازی کن.
به برگ درخت ها دقت کن. به بال پروانه ها دقت کن.

قاصدک ها رو بگیر و فوت کن. خواب ببین.
از خواب های بد بپر و آب بخور.

به باغ وحش برو. چرخ و فلک سوار شو. پشمک بخور.
کوه برو. هرجا خسته شدی یک کم دیگه هم ادامه بده.

خواب هات رو تعریف نکن. خواب هات رو بنویس.
بخند. چشم هات رو روی هم بگذار.

شیرینی بخر.
با بچه ها توپ بازی کن.

برای خودت برنامه بریز.
قبل از خواب موهات رو شانه کن.

به سر خودت دستی بکش.
خودت رو دوست داشته باش. برای خودت دعا کن!

هرچند وقت یکبار قلبت را به فرشته ها نشان بده و از آنها بخواه قلبت را معاینه کنند.
که به اندازه ی کافی ذخیره شادمانی در قلبت داری یا نه!!

اگر ذخیره ی شادمانی هایت دارد تمام می شود ، پشت پنجره برو و به آسمان نگاه کن.


 
آنقدر منتظر بمان و به آسمان نگاه کن تا بالاخره خداوند به تو نگاه کند، آن وقت صدایش کن؛ او حتماً برمی گردد و به تو نگاه می کند و از تو میپرسد که چه می خواهی؟؟! حرفتو صریح و ساده و رک بگو.

از او بخواه به تو نفس، پشمک، چرخ و فلک، قدم زدن، کوه، سنگ، دریا، شعر، درخت... تاب، بستنی، سجاده، اشک، حوض، شنا، راه، توپ، دوچرخه، آلبالو، لبخند، دویدن و ... عشق... بدهد.

و
دیگران را فراموش نکن


پست شماره 224

خصوصیات افراد خیلی حساس

خصوصیات افراد خیلی حساس

خصوصیات افراد خیلی حساس شبیه به افراد درونگرا است. درست مثل افراد درونگرا، این افراد هم نیاز به تنهایی دارند. ویژگی های خاص افراد خیلی حساس آنها را از افراد با حساسیت های عادی جدا میکند.

برای مثال، اگر به راحتی از کوره در می روید، یا نسبت به درد سریع واکنش می دهید، یا سعی می کنید از فیلم ها یا برنامه های تلویزیونی خشن دوری کنید، احتمالاً بیش از حد حساس هستید. اگر خلق و خو و حال و هوای افراد دیگر روی شما تاثیر می گذارد یا سریعاً تحت تاثیر موقعیت های ناراحت کننده قرار می گیرید هم باز جزء این دسته هستید.

نمی توان گفت بیش از حد حساس بودن بد، خوب، سالم یا ناسالم است. این هم یک نوع روحیه است. و هرچقدر بیشتر درمورد افراد حساس بدانید، بهتر می توانید با این افراد و موقعیت های دور و برتان کنار بیایید.

چه یکی از نزدیکانتان این روحیه را داشته باشد یا فکر می کنید که خودتان جزء ایندسته افراد هستید، آگاهی درمورد این خصوصیت رفتاری کمک خیلی زیادی در روابط و زندگیتان به شما می کند. به این روش می توانید بهتر با این دسته افراد ارتباط برقرار کنید چون احساسشان را بهتر می فهمید.

البته این افراد را نباید با افراد درونگرا یا حتی خجالتی اشتباه بگیرید، گرچه شباهت هایی بین آنها وجود دارد. این افراد سیستم عصبی بسیار حساس تری دارند که وضعیتی فیزیولوژیکی و در عین حال روانی است. اصولاً افراد بیش از حد حساس نسبت به محرک های خارجی (صدا، تصویر یا حتی لرزش ها) حساس تر هستند. افراد درونگرا به این اندازه حساس نیستند.

اگر افراد بیش از حد حساس این ویژگی ها را دارند:

·         میتوانند اطلاعات را عمیقاً پردازش کنند.

·         می توانند خیلی عمیق روی چیزی تمرکز کنند.

·         در کارهایی که نیازمند دقت، سرعت و جزئیات است مهارت دارند.

·         شدیداً وظیفه شناس هستند.

خصوصیات ظاهری افراد بیش از حد حساس:

·         در اعمال حرکاتی مهارت دارند.

·         بیشتر تحت تاثیر کافئین هستند.

·         در ثابت ماندن مهارت دارند.

·         نیمکره راست مغزشان قوی تر است: خلاق تر هستند.

·         کندتر از محرک های شدید ریکاور می شوند.

افراد بیش از حد حساس شدیداً تحت تاثیر نور، رایحه های عجیب، صداهای ناهنجار و بلند هستند. سریع از کوره در می روند، عصبانیت هایشان خیلی کند فروکش میکند، و خستگیشان هم از روزهای پرمشغله آرامتر در می رود. این افراد به اندازه افراد عادی تاب تحمل ندارند.

آنها حتی می توانند فکر دوستان و اعضای خانواده شان را هم بخوانند. حتی می توانند شخصیت و خصوصیات افراد غریبه را هم تشخیص دهند.



پست شماره 221

لجبازی کودکان

چگونه با لجبازی کودک خود برخورد کنیم؟

پدر و مادر شدن به غیر از احساس شادمانی،‌ دردسرهای فراوانی نیز به دنبال دارد. درست مانند این است که یک قرارداد بیست و چند ساله امضا کرده باشید. آرزوهای ضد و نقیض زیادی هستند که در سرتاسر دوران کودکی وجود دارند و حتی به سال‏های نوجوانی هم کشیده می‏شوند.‌

والدین صبر داشته باشند

کودکان با ذهنیتی مختص خودشان متولد می‏شوند. بعضی از کودکان نسبت به سایرین لجبازتر هستند. همه کودکان گاهی لجبازی می‏کنند و این رفتار می‏تواند علل گوناگونی داشته باشد. علت لجبازی می‏تواند ترس‏های غیرمنطقی یا مقاومت در برابر تغییر باشد. لجبازی کودکان گاهی موجب شرمندگی شما می‏شود. در چنین مواقعی واکنش والدین خشم و عصبانیت است؛ چرا که احساس می‏کنند رفتار کودک در تقابل با قدرت و اختیار آنهاست. با این وجود پدرها و مادرها نمی‏دانند که خشم آنها فقط به آتش لجبازی بیشتر کودک دامن می‏زند.

در اینگونه مواقع، والدین باید صبور باشند. در وهله اول باید ریشه لجبازی کودک را کشف کنند. باید آرام و خونسرد و با دانش و درک کافی فکر کنند تا این موقعیت‏ها را به لحظاتی مسرت‌بخش بدل کنند. آنها باید بینش خود را بر اساس رفتار کودک تنظیم کرده و آرامش و خونسردی را پیشه کنند.


نکاتی که می‏توانند کارساز باشند‌

لجبازی را یک ویژگی منفی ندانید بلکه به آن با دید مثبت نگاه کنید.

لجبازی کودک می‏تواند نشانه این باشد که او به فکر خودش است و می‏تواند قاطعانه افکار و عقاید خود را به زبان آورد.‌

اگر موضوع چندان جدی نیست،‌ هیچ ضرری ندارد که با کودک خود مذاکره کنید و به توافق برسید.

بیش از حد واکنش نشان ندهید. دیدگاه خود را به آرامی برای کودک شرح دهید.

گاهی اوقات بهترین روش مقابله با بی‌ادبی کودک، این است که در این باره با او گفتگو کنید. زمانی با او حرف بزنید که هر دو آرام شده باشید.


مشکل را شناسایی کنید

مشکل را شناسایی کنید و به کمک خود کودک، دنبال راه حل بگردید. به این ترتیب او دیگر شما را دشمن خود نمی‏داند.

اگر از کودک خواستید کاری را انجام دهد،‌ برای پیشگیری از مشاجره مزاحم کار او نشوید.‌

رفتار محترمانه‏ای نسبت به کودک داشته باشید. به او احترام بگذارید. روش‏های تربیتی ما بزرگ‌ترها،‌ احترام ناشی از ترس کودک را به همراه دارد.‌

وقتی از کودک می‏خواهید کاری را انجام دهد، قاطع باشید. شما که نمی‏خواهید در حق‌تان لطف کند. همچنین عواقب نافرمانی را به او متذکر شوید.‌

یکی از بهترین روش‏های احترام گذاشتن به کودک، این است که در روش‏های انضباطی خود مهربان و قاطع باشید. مهربانی، نشانه احترام شما به کودک و قاطعیت، نشانه احترام شما برای کاری است که باید انجام شود.


از کودک درخواست منطقی کنید

یادتان باشد درخواست‏های شما از کودک باید منطقی باشند.

فراموش نکنید وقتی کودک همکاری می‏کند و رفتار خوبی از خود نشان می‏دهد، او را تشویق کنید.

کودکان لجباز احساس می‏کنند، یکی باید برنده شود و دیگری باید ببازد. برای چنین موقعیتی،‌ طرز فکر برنده- برنده، بهترین راه‌حل است. به نیازها و خواسته‏های کودک پاسخ دهید. به او بگویید که پدر و مادر هم می‏خواهند برنده باشند و آیا راه‌حلی را سراغ دارد که به نفع شما و خودش باشد؟

وقتی پدر و مادر احساس می‏کنند اوضاع وخیم شده است، باید به دنبال روش‏های درمانی باشند. قرار نیست به رفتار بد کودک پاداش بدهید بلکه باید در رابطه خودتان با او تجدید نظر کنید. دنیا را از دریچه چشمان کودک خود ببینید.

علاوه بر نکات فوق،‌ باید یادتان باشد که صبر بسیار مهم است. اگر صبر و تحمل خود را از دست بدهید،‌ نمی‏توانید کودک لجباز خود را کنترل کنید.


ايجاد رفتارهاى مطلوب در كودكان

شيوه هاى ايجاد رفتارهاى مطلوب در كودكان

پست شماره 200

ايجاد رفتار با استفاده از اصل اكتساب

كودكان، بسيارى از رفتارهاى بد و خوب، بهنجار و نابهنجار، سازگار و ناسازگار را از راه مشاهده اعمال ديگران كسب مى كنند. به عبارت ديگر، رفتارهاى كودك شبيه به رفتار والدين و كسانى است كه امر تعليم و تربيت آن ها را به عهده دارند; طرز راه رفتن، لباس پوشيدن، صحبت كردن، اعتقادات، باورها، ترس ها، و... راكودكان از بزرگ ترها به ويژه از والدين خود مى آموزند. پس از والدين، معلمان سال هاى نخست تحصيل، نقش مهمى در شكل گيرى رفتار كودكان دارند. از اين رو، رفتار والدين و معلمان، به عنوان الگوهاى قابل مشاهده براى كودك، مهم ترين نقش را در اكتساب رفتارهاى جديد دارد. در واقع، كودكان آينه تمام نماى رفتار اطرافيان خود هستند.

با توجه به اصل اكتساب، اگر والدين بخواهند رفتار مطلوبى مانند: سلام كردن يا مسواك زدن و... را در فرزند خود ايجاد كنند، بايد در صحنه هاى مختلف كه كودك رفتار آن ها را مشاهده مى كند، اين عمل را به صورت طبيعى انجام دهند. مثلا اگر كودك، هنگام برخورد پدر و مادر با يكديگر و نيز در برخورد با دوستان در كوچه و خيابان و در مهمانى ها چندين بار عمل سلام كردن را مشاهده كند، طبيعى است كه بر اساس همين الگوهاى مشاهده اى، «سلام كردن » را ياد خواهد گرفت. براى تعميم اين رفتار به موقعيت هاى زمانى و مكانى و با افراد ديگر، مى توان از تشويق هاى مناسب و به جا استفاده كرد تا اين عمل مطلوب، ملكه كودك شده به گونه اى كه با قطع تشويق ها نيز آن عمل را انجام دهد و خود عمل پسنديده، مشوق او باشد.

ايجاد رفتار با استفاده از اصل بازدارى زدايى

بازدارى هنگامى اتفاق مى افتد كه فرد، الگويى را مشاهده كند كه بدون هيچ پيامد نامطلوبى، رفتارى را كه مشاهده كننده از انجام آن ترس دارد، انجام دهد. به عبارت ديگر، كودك بايد رفتارى را كه از انجام آن ترس دارد، ببيند ديگران انجام مى دهند و هيچ حادثه ناگوارى نيز برايشان اتفاق نمى افتد. مثلا كودكى را در نظر بگيريد كه از رفتن به يك محيط خلوت يا از نزديك شدن به گربه خانگى وحشت دارد، براى از بين بردن ترس و ايجاد جرات ورزى و شهامت در او مى توان از اصل بازدارى زدايى استفاده كرد; بدين گونه كه از كودك الگو - كودك ديگرى كه از گربه خانگى نمى ترسد يا از رفتن به يك اتاق خلوت هيچ وحشتى ندارد - مى خواهيم در مقابل كودك ترسو به گربه خانگى نزديك شود يا به اتاق خلوت برود. با چند بار انجام دادن اين رفتار، كودك ترسو به تدريج بازدارى زدايى مى شود; يعنى ترس او از بين مى رود و رفتار مورد نظر را ياد مى گيرد. در مرحله بعد، از خود او مى خواهيم تا اين عمل را انجام دهد، البته در انجام اين عمل با او مشاركت مى كنيم تا اين كه انجام آن رفتار براى او عادى شود و به تنهايى نيز قادر به انجام آن گردد. قابل ذكر است كه عمل بازدارى زدايى را خود والدين و مربيان كودك نيز مى توانند انجام دهند، لكن به كارگيرى يك كودك هم سن و سال كودك مشاهده كننده، اثر بهترى دارد.

افزايش رفتار مطلوب با استفاده از اصل آسان سازى

يكى ديگر از فوايد الگوبردارى، آسان سازى رفتار است; يعنى كسى كه قبلا رفتارى را آموخته ولى بنا به دلايلى از انجام آن امتناع مى ورزد، اگر شاهد انجام آن از سوى ديگران باشد، به انجام آن رفتار ترغيب خواهد شد. مثلا اگر ما كسى را كه شنا بلد است ولى جرات انجام آن را ندارد، در كنار استخر شنا ببريم، انجام اين عمل (شنا كردن) براى او آسان مى شود، زيرا، مشاهده استخر و شنا كردن ديگران و لذت بردن از اين ورزش سالم و مفيد، او را به اين رفتار مطلوب ترغيب خواهد نمود. و يا به عنوان مثال، براى ايجاد رفتارى مطلوب در كودكى كه از سؤال كردن سر كلاس يا صحبت كردن در بين جمع خجالت مى كشد و به كم رويى كه يكى از مشكلات روان شناختى است، مبتلا شده و در نتيجه، نمى تواند از توانايى هاى خود به خوبى استفاده كند، مى توان از اصل آسان سازى كمك گرفت; يعنى كودك را بايد در موقعيت هايى قرار دهيم كه شاهد صحبت كردن كودكان ديگ ر در حضور جمع باشد. يا فيلم هايى كه اين صحنه ها را به خوبى نمايش مى دهد، به او نشان دهيم. وقتى اين عمل چندين بار تكرار شود، فرزند ما نيز به تدريج جرات صحبت كردن ميان جمع و يا سؤال كردن سر كلاس را پيدا خواهد كرد.

گفتنى است كه در استفاده كردن از سه اصل مذكور براى ايجاد رفتار مطلوب در كودكان، از عنصر تشويق نيز نبايد غفلت كنيم. گرچه بحث تشويق ها و تقويت ها يك مبحث گسترده اى است و از حوصله اين مقاله خارج است، ولى اجمالا توجه دادن والدين و مربيان به بهترين نوع برنامه تشويق و تقويت، خالى از فايده نيست. از ميان چندين برنامه تقويتى كه روان شناسان به تفصيل پيرامون آن بحث و پژوهش كرده اند، «برنامه تقويت ناپياپى با نسبت متغير»، بهترين ميزان پاسخ دهى را به دنبال دارد; يعنى اين كه اولا، تشويق ها بايد به صورت ناپيوسته بوده و اين طور نباشد كه به دنبال هر پاسخى، حتما يك تشويق و تقويت باشد، زيرا در اين صورت، كودك (آزمودنى) انتظار دارد كه بعد از هر رفتارى، تقويت بشود و اگر زمانى اين تشويق ها نباشد، رفتار ياد گرفته شده خاموش مى گردد. بنابراين، تشويق نبايد پياپى باشد. ثانيا، تشويق ها بايد با نسبت متغير باشد; يعنى هر از چندگاهى پس از انجام چند پاسخ، يك بار تقويت شود. مثلا، گاهى بعد از دو بار پاسخ دادن تقويت مى شود و گاه پس از 10، 8، و يا 4 بار پاسخ تقويت مى شود. اين برنامه تقويت بيش ترين اثر را هم در يادگيرى و هم در استمرار و بقاى رفتار آموخته شده دارد.

روش هاى تعميم يا گسترش رفتار

از اين كه با بعضى از روش هاى ايجاد رفتار آشنا شديم، اينك جاى اين سؤال باقى است كه چگونه رفتار آموخته شده را حفظ ونگهدارى كنيم، به عبارت ديگر، روش هاى تعميم يا گسترش رفتار چيست؟

مهم ترين اصل روان شناسى يادگيرى كه طبق آن، رفتار از موقعيت هاى خاص يادگيرى به موقعيت هاى ديگر گسترش مى يابد، اصل تعميم است. اصل تعميم يعنى اين كه وقتى فردى، رفتارى را در زمان و مكان مشخصى تحت نظارت مربى خاصى - والدين يا معلمان و مربيان - ياد گرفت و انجام داد، همين رفتار را در زمان ها و مكان هاى ديگر و در حضور افرادى جديد نيز بتواند انجام دهد. مثلا، اگر كودكى در محيط خانه رفتارهايى از قبيل سلام كردن، رعايت حقوق ديگران، بهداشت، نظم و انضباط و تعاون را آموخته و به خوبى آن ها را انجام مى دهد، چه بايد كرد تا همين رفتارهاى مطلوب را در موقعيت هاى ديگر و هم چنين در برخورد با افراد جديد مثلا در مهمانى ها، در مسافرت ها، در مدرسه و در اجتماعاتى غير از خانواده نيز به راحتى و به صورت خودكار انجام دهد؟ در اين باره روان شناسان يادگيرى معتقدند كه بايد از مهم ترين اصل روان شناسى يادگيرى يعنى اصل تعميم استفاده كرد.

در تعميم، ما بادو موقعيت روبرو هستيم: موقيعت آموزش و موقعيت تعميم. موقيعت آموزش، موقعيتى است كه رفتار، در آن ياد گرفته مى شود. موقعيت تعميم موقعيتى است كه رفتار تغيير يافته بايد در آن گسترش يابد; يعنى موقعيت طبيعى زندگى. يكى از عوامل مهمى كه تعميم از موقعيت اول به موقعيت دوم را سبب مى شود، شباهت فيزيكى بين اين دو موقعيت است. مارتين و پيير (1992) براى افزايش شباهت بين اين دوموقعيت هاى پيشنهادى زير را مطرح كرده اند:

1- در حين آموزش، موقعيت هاى طبيعى زندگى را مورد توجه قرار دهيد; يعنى سعى كنيد مراحل آخر موقعيت آموزش را شبيه موقعيت طبيعى سازيد تابخشى از آموزش را در شرايط طبيعى انجام دهيد.

2- شرايط آموزش را متنوع سازيد يعنى سعى كنيد تعداد محرك هايى را كه رفتار بايد در حضور آن ها انجام شود، افزايش دهيد.

3- هنگام آموزش، سعى كنيد از محرك هايى كه در موقعيت طبيعى يافت مى شود، استفاده كنيد.

4- از برنامه هاى تقويت ناپياپى استفاده كنيد; يعنى هر از چند گاهى به صورت اتفاقى رفتار آموخته شده را تقويت كنيد.

5- در حين آموزش، از نمونه ها و مثال هاى فراوان استفاده كنيد.

به عنوان مثال، كودك كم رو و خجولى را در نظر بگيريد كه از سؤال كردن سر كلاس يا از صحبت كردن در حضور جمع پرهيز مى كند. براى از بين بردن كم رويى چنين كودكى مى توان از «بازى » كه يكى از نيازهاى طبيعى كودكان است، استفاده كرد. سعى كنيد چند بچه هم سن و سال او را به خانه آورده و ابتدا يك صحنه بازى در خانه به وجود بياوريد، كم كم اين صحنه را به بيرون از خانه يعنى كوچه و محيطهاى پرجمعيت ديگر كه هم موقعيت طبيعى است و هم محرك هاى زيادى وجود دارد، ببريد. البته، در انتخاب نوع بازى بايد ابتدا از بازى هايى استفاده كرد كه به افراد كم ترى نياز دارد ولى مى توان به تدريج بازى هايى را كه معيت بيش ترى نياز دارد طراحى كرد. در اين بازى ها به بچه هاى كم رو مسؤوليت هايى نيز مى دهيم تا مجبور شوند با ديگران حرف بزنند و امر و نهى كنند و اعتماد به نفس بيش ترى در آن ها ايجاد شود. طبيعى است كه اگر ما بتوانيم چنين برنامه اى را به خوبى براى چنين كودكى اجرا كنيم و از تشويق هاى مناسب نيز استفاده نماييم، هم علت هاى كم رويى او را از بين مى بريم و هم شهامت سؤال كردن يا صحبت كردن در حضور جمع را در او ايجاد مى كنيم. ناگفته نماند كه انجام چنين كارهايى نياز به تمرين زياد و هم چنين مطالعه بيش تر و علاقه وافر به ايجاد رفتارهاى مطلوب در كودكان دارد.

منبع : تبیان

رابطه بین طول عمر و خوش بینی

رابطه بین طول عمر و خوش بینی

  سـابق بـر ایـن مردم اعتقاد داشتند که آدم های خوب عمر کوتاهی دارند. این باور در قرن های ابتدایی رشد پیدا کرده بود. در آن زمان کودکان بسیاری به کام مرگ فرو می رفتند و انسان ها به راحتی با یک عفونت ساده جان میسپردند. امـا آیا به راستی رابطه ای میان شخصیت و سلامت وجود دارد؟ بـر پایه مطالعات علمی، اثبات این امر که افکار مثبت و یـا منفی می تواند بر روی سلامت فرد تاثیر گذار باشد با دشـواری هـایــی همراه است. اما هنوز دانشنمدان در پی اثبات این قضیه هستند.

هـمــچنین شواهد بسیار زیادی وجود دارد که انسان های مـنظم، دارای ثبات اجتماعی، و خوش بین، خیلی کمتر از افـراد تـنـهـا، بـدبیـن و نـاراضی از زندگی، در معرض ابتلا به بیماری های مختلف و در نهایت مرگ قرار می گیرند. تحقیقات گویای این مطلب هستند که خوش بینی، در نهایت زندگی طولانی مدت را برای شما به ارمغان می آورد، هر چند آنرا تضمین نمی کند. در تحقیقی که در طی 23 سال توسط دانشگاه "یل" و "میامی" در شهر "اوهایو" انجام شد، این نتیجه به دست آمد که افراد بالای 50 سالی که به افزایش سن خود با یک دید مثبت و به عنوان یک تجربه شیرین نگاه میکنند به طور متوسط تقریبا 7.5 سال بیشتر از افرادی که چنین طرز فکری ندارند، زندگی می کنند. اختلاف بزرگی است. ( محققان فاکتورهای مخلی از قبیل: نژاد، جنسیت، میزان سلامتی، طرز تفکر و تنهایی را نیز در نظر گرفتند). خوش بینی برای شما فوایدی دارد اما فشار خون بالا فقط موجب ضرر و زیان است! باید توجه داشته باشید که سایر گزینه ها برای افراد تحت آزمایش یکسان بود.

انسان آفتابی باشید

تحقیقات دیگری نیز، دال بر ارتباط خوش بینی و افزایش طول عمر وجود دارد. محققان مرکز مطالعات "مایو" زندگی و خصوصیات اخلاقی 447 نفر را در طی 30 سال مورد بررسی قرار دادند. کسانی که به عنوان "خوش بین" نامگذاری شده بودند نصف افرادی که "بدبین" و یا تلفیقی از "هر دو" بودند، به مرگ های ناگهانی دچار می شدند. همچنین این افراد همزمان با افزایش عمر، مشکلات کمتری در مورد سلامت فردی خود پیدا می کردند: محدودیت هایشان کمتر بود، دردهای کمتری داشتند و نسبت به دو گروه دیگر، انرژی بیشتری داشتند.

در مطالعه ای به نام "نیمه پر یا خالی لیوان؟"  پژوهشگر دانشگاه هاروارد، دکتر "لوراکابزانکی" به این نتیجه رسید که خوش بینی به این معنا که مردم وقایع زندگی شان را برای خود و یا سایرین تعریف کنند، باعث می شود تا در مقابل حملات قلبی در حد بسیار زیادی مصونیت پیدا کنند. همچنین بررسی های دیگر نشان دهنده این حقیقت هستند که افراد خوش بین خیلی سریعتر از بدبینان پس از عمل باز قلب بهبودی حاصل می کنند. دکتر "کابزانکی" و سایر محققین معتقدند که احساسات منفی گرایانه و بدبینی مزمن، باید به عنوان عاملی در افزایش بیماری های قلبی در نظر گرفته شود.

در این قسمت راههایی ذکر شده که ثابت می کنند اخلاق و ویژگی های فردی در سلامت و طول عمر افراد دخیل هستند.

عصبانیت و ناامیدی های مزمن منجر به مصرف دخانیات، مشروبات الکلی و یا استفاده از سایر غذاهای ناسالم می شوند. یک فرد خوش بین با اراده محکم تری قدم در راه ترک عادات ناشایست می گذارد و یا سعی می کند به هیچ وجه به آنها معتاد نشود. این خوش بینی است که باعث می شود فرد در جستجوی مشاوره پزشکی و پیروی از آنها باشد. او راهی را بر می گزیند که از آن طریق خود را حتی الامکان از دچار شدن به بیماری های مختلف دور نگه دارد.

این امکان هم وجود دارد که خوش بینی بر روی سیستم دفاعی بدن تاثیر مثبت گذاشته و آنرا تقویت کند. البته تحقیقات انجام شده در این زمینه تا به این لحظه نتایج مستدلی پیرامون این مطلب را ثابت نکرده اند.

وجدان- - نعمتی که از آن بهرمند شدیم

باید توجه داشت که در کنار خوش بینی عوامل دیگری نیز در نظر گرفته می شوند. از آنجایی که شخصیت انسان ها از همان زمان تولد و در دوران کودکی شکل می گیرد، گروهی تحقیقاتی دانشگاه کالیفرنیا در منطقه "ریور ساید" پژوهش های خود را در سال 1920 بر روی عده ای کودک شروع کردند. نتایج این تحقیات حیرت انگیز بود. پژوهشگران به این نتیجه رسیدند که کودکانی که از همان آغاز کودکی از وجدان خود استفاده می کردند و نسبتا بچه های وظیفه شناسی بودند، در دوران زندگی خود با مشکلات و بیماری های کمتری برخورد می کردند. وجدان و وظیفه شناسی در این پژوهش ها بر اساس خصوصیات اخلاقی زیر تعریف شده بود: نظم شخصی، توانایی توکل کردن، بیم و هراس، ارزش قائل شدن، و آرزوی رسیدن به اهداف. حتی اثبات شده که دارا بودن این خصوصیات در زندگی خیلی بیشتر از خوش بینی به شما کمک می کند و سبب می شود تا سراسر عمرتان سالم و سر زنده زندگی کنید. شاید خوش بینی هم جزئی از وجدان و ضمیر ناخودگاه هر شخص باشد. نمی توان گفت که فکر کردن قبل از انجام عمل (که یکی از پیش نیازهای وجدان سالم است) همان خوش بینی محسوب می شود. اما وجدان می تواند پایه و اساس خوش بینی را برای فرد فراهم آورد.

عقل و شانس هم حساب می شوند

خوش بینی بیش از اندازه و یا پیروی از وجدان بی از حد لازم نیز بی فایده است و عواقب خاص خود را به همراه دارد. خوش بین بودن کورکورانه شما را به دردسر می اندازد. بدبینی نیز به نوبه خود فوایدی را به همراه دارد. اگر از سانحه رانندگی بترسید، آنگاه با احتیاط رانندگی می کنید؛ اگر از سرما خوردگی دل خوشی نداشته باشید، از خودتان بهتر مراقبت می کنید تا سرما نخورید. در این قسمت یک سوال مهم به وجود می آید: آیا خوش بینی باعث بهبود وضعیت سلامت افراد می شود، و یا افراد سالم خوش بین می شوند؟ در این قسمت فاکتورهای داخلی را هم باید محاسبه کرد: تحصیلات، نژاد، عوامل وراثتی، جنسیت، دسترسی به فن آوری های نوین پزشکی، و مطمئنا از همه مهمتر ثروت. همچنین گفته می شود چیزی به عنوان شانس هم در این زمنیه کاربرد دارد.

به هر تقدیر، خوش بینی یکی از فاکتورهای مهم است که باید زمینه رشد و شکوفایی را برای آن فراهم آورد. یک فرد بدبین به شدت نیاز به شادی و خوشحالی دارد. اگر شما خواستار عمر طولانی به همراه سلامت کامل هستید (و چه کسی چنین چیزی را نمی خواهد؟) باید ببینید تا چه حد خوش بین و یا بد بین هستید. شاید شما به طور ذاتی انسان چندان آفتابی نباشید، شاید کودک با وجدان و وظیفه شناسی نباشید، اما باز هم جای امیدواری وجود دارد آن هم برای ایجاد خوش بینی. هیچ وقت برای تغییر و تحول دیر نیست. همه ما می توانیم از زندگی نهایت لذت را ببریم. بنابر این بیشتر مراقب خودتان باشید، درست غذا بخورید، سیگار نکشید، و نرمش روزانه را نیز فراموش نکنید. حتی اگر شما خیلی خوش بین هستید و در زمان کودکی رفتار بی نظیری داشتید، باز هم انجام این موارد در زندگی به شما کمک می کنند . 
 
                                                                              منبع : پورتال خبری مردمان